روشن نشد مرا که چه خواهم ز زندگی
این زندگی نبوده بجز یک دوندگی
از شاخه ای به شاخه دیگر پریده ام
جز این نصیب چیست مرا از پرندگی
شاید دلم برای کسانی تپیده است
سهم سپند چیست مگر از تپندگی؟
هی چاله کنده ام که بیفتند دیگران
غافل که می نهند مرا بین کندگی
وقتی که پیش پای کسی سنگ می نهم
خود در خودم مچاله شوم از گزندگی
حالا منم چو لاشه در مانده در خودم
در انتظار دور بریزد ز گندگی
اما مرا به سوی خودش می کند صدا
باید دوباره کوک کنم ساز بندگی
مثل درخت سایه خود را نثار کن
شاید شوی دوباره دچار وزندگی
اینک نسیم تازه به جانم وزیده است
سرشار شد درخت من از شور زندگی
شاید سفری به قدمگاه نیشابور داشته باشید و آنجا احساسات تان به جوش آید و حرفایی مثل این حرفا بر زبان تان جاری شود.
من می شناسم خوب خوب این جای پا را
این جای پا این جای پای آشنا را
وقتی که آهنگ خراسان کرد پاشید
وادی به وادی عشق را آن کیمیا را
بر خاست نیشابور با شوق سلامش
ریزد مگر بر پای او فیروزه ها را
از چیست دست و پای خود را می کنی گم؟
وقتی به پای خویش می خواند شما را
آیا صمیمی تر از او اینجا کسی هست
یا مهربان تر تا بگیرد دست ما را؟
گویم به او آقا به ما هم گوشه چشم
جز تو نمی خواند کسی خط های ما را
تو هم اگر از آستان خود برانی
آهوی کوی چشم تو دارد کجا را؟
مولا زمین و آسمان کرده جوابم
درمانده ام باید بگیرم قفلهارا
گویا صدایی مهربان بر من وزیده
من می شناسم این نسیم آشنا را
جاده جوانی
نویسنده: بینش
تهیه: آقای موحد
تاریخ پخش: 30/7/88
ای هم وطن ای آشنا اینجا کنار من!
با تو که باشم گوئیا دریا کنار من
گرمای دستان تورا حس می کنم ای خوب
ای گل! بمان تا آخر دنیا کنار من
با لهجه باران سخن هایت چه شیرین است
حرفی بزن از جنس باران ها کنار من
دیگر مبادا در کمین سایه ام باشی
تا حس کنی یک جای امنی را کنار من
باشم اگر مانند کوهی من برای تو
هستی تو هم چون کوهها حالا کنار من
موزیک
بنام او که از دریچه لطف و رحمت و بنده نوازی به ما می نگرد؛ خدای بزرگ و مهربان
موزیک
به رنگ دوستی ها و صمیمیت ها سلام می کنیم به شما عزیزان شنونده، شما جوانان غیور افغانستانی و شما دوستان همیشگی برنامه جاده جوانی
موزیک
یک سلام مخصوص هم داریم بر اونایی که نو به جمع ما پیوستن.
موزیک
اینجه جاده جوانی اس. اینجه هوای خوش صمیمیت از نوع جوانی اش می وزه. کسایی که در ای جاده رفت و آمد می کنن می دانن که چه هیجانی داره جاده. شما هم بیایین اما مسایلی ایمنی ره حتما رعایت کنین. سفر خوش دوستان
موزیک
جاده جوانی از شما حرف می زنه، سعی می کنه صدای شما باشه و حرف دل شما ره ببره روی آنتن. پس فریاد بزنین که ما هم هستیم (با صدای بلند گفته شود:ما هم هستیم) و صدای خوده از اینجه به گوش دیگران برسانین.
موزیک
دوستان جوان نظر ها و حرفای خوب تان به نام خود تان از برنامه پخش می شه، پس می دانین که دیگه درنگ جایز نیس همی حالی گوشی تلفن ره بردارین و با با برنامه خودتان تماس بگیرین.
موزیک
تلفن ها
موزیک
لحظه های زندگی رنگ های متفاوتی داره. رنگهای شادی داره در کنارش رنگ های غم هم داره. زندگی مثل نقاشی است که ما اوره می کشیم و رنگ می کنیم. درست اس؟ پس زندگی دست ما اس. ای ما هستیم که می تانیم با رنگ های شاد او ره رنگ کنیم یا با رنگهای تیره. نگاه ما به زندگی اس که چشم انداز های روشن ره پیش روی ما ترسیم می کنه یا چشم انداز های مه آلود و مبهم ره. ما دوس داریم مه های افسردگی، ماندگی، دلزدگی از آسمان زندگی ما پس شوه. تفریح یکی از وسایلی اس که در ای قسمت ما ره کمک می کنه. به همی خاطر از اول هفته موضوع جوان و تفریح ره مطرح کدیم و شادی ره در خوش فکری، خوب زندگی کدن و تصمیماتی که می گیریم مؤثر دانستیم. امروز ای بحث ره مطرح می کنیم که آیا می شه همه زندگی ره مثل لحظه های تفریح دید؟ آیا زندگی تفریح اس؟
موزیک
شما هم موافقین که زندگی تفریح نیس؛ یعنی ما بر تفریح کدن آفریده نشدیم اما می شه در تمام طول زندگی شاد زندگی کد. تفریح زندگی نیس اما لازمه خوب زندگی کدن هس. زندگی هدیه خداوند اس به ما و شیوه ای که ما بر زندگی می گیریم هدیه ما به خداوند. شما به کسی که هدیه می تین با لبخند می تین یا با پیشانی ترش؟ قطعا هدیه ای که از سر شوق باشه و با لبخند تقدیم شوه مقبول می افته. پس بر به دست آوردن شادی تلاش کنیم که بتانیم شیوه های بهتری ره بر زندگی انتخاب کنیم و هدیه ما به خداوند زیبا ترین هدیه ها باشه.
موزیک
درست اس دوستان می شه لحظه لحظه زندگی ره مثل لحظه های تفریح شور آفرین و پر از هیجان دید. شما به شغل تان عشق می ورزین ای عشق ورزیدن سبب لحظه های هیجان انگیز می شه، مخصوصا اگه خلاقیتی هم از خود تان نشان بتین. سنگ کاری ره در نظر بگیرین که طرح نوی می ریزه و ساختمانی ره با یک طرح نو از خود به یاد گار می مانه. او لحظه های که او طرح ره پیاده می کنه از صد تفریح و تفرج برش بهتر اس.
مسلم اس که یک شاعر بر تفریح شعر نمی گه اما وقتی که شعر می گه لحظه ها همرایش اتن می کنن. او لحظه ها از بهترین لحظه های او استن. این عشق به کار و به هنر اس که شیرین ترین لحظه ها ره می آفرینه. شما جوانان می تانین لحظه های خوده به بهترین لحظه های عمر خود تبدیل کنین. فقط به کاری که می کنین عشق بورزین.
موزیک
شما در جواب ای سوال که بهترین روز عمرتان کدام روز بوده اس چه جواب می تین؟
ده یک میهمانی یکی از میهمانان ای سوال ره مطرح می کنه. زن و شوهری می گن: روزی که باهم آشنا شدن. زن جوانی می گه: وقتی اولین اولادم به دنیا آمد. جوانی می گه: روزی که از کار خود اخراج شدم بهترین و بد ترین روز عمرم بود. تلخی اخراج در کامم اس ولی او روز باعث شد که روی پای خود ایستاد شوم و راه تازه ای ره شروع کنم. یکی از جوانان که تا ای لحظه ساکت بود. گفت: بهترین روز زندگی مه امروز اس. چون امروز روزی اس که از همه روز های دگه کده برم ارزش مند تر اس. مه نمی تانم دیروزه به دست بیارم و آینده هم مالوم نیس. اما امروز مال مه اس. هر قسم که می خواهم تیر می کنم و خدا ره هم به خاطرش شکر می کنم.
ای قسم نگاه به وقت زندگی ره تفریح می سازه نه؟
موزیک
«همی مو پک براریم» دوستی با ای عنوان نوشته: ما مردم افغانستان باهم زندگی می کنیم کنار هم. اعضای یک خانواده بزرگ استیم. اگه از هم بترسیم، اگه سایه همدیگه ره با تیر بزنیم و اگه باهم بر خورد نامناسب داشته باشیم قطعا زندگی بر همه ما جهنم می شه. همو قسم که قبلا گذشته تلخ بر ما رقم خورده. پس لازم اس که بر جلب اعتماد هم تلاش کنیم. کینه ها و کدورت ها ره از دل بشوییم و همدیگه ره بپذیریم، نه از سر ناچاری و اجبار بلکه برادرانه و از سر عشق و محبت. او وقت اس که زندگی ها غرق محبت و آرامش می شه و شادی و شور فضا ره پر می سازه. او وقت اگه بر تفریح شکار می ریم بیادر دیگه خوده به قصد شکار نمی زنیم. او وقت اس که می گیم بنه دست بر شانه ام که بیادری ره احساس کنیم.
موزیک
سهراب سپهری گفته چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید. زندگی ره می شه به تفریح تبدیل کد، اگه نگاه مثبت داشته باشیم. اگه همه چیزه بر خود نخواهیم. اگه قبول کنیم که دیگرا هم به همو اندازه حق دارن که ما داریم و بر ای که شاد باشیم آرامش دیگران ره به هم نریزیم. اما متأسفانه بعضی فقط خوده می بینن. اونا فقط گپ خوده حق می دانن و گوش شنوا بر شنیدن حرفای دیگران ندارن. اونا زندگی دیگران ره مرتبط به زندگی خود نمی دانن. جنگ با هم کوچگی، بر خورد با هم صنفی، جنجال با پدر و مادر و بگو مگو با بیادر و خواهر نتیجه انمی خود خواهی اس. وقتی بیادر کوچک تر ما می گه که صدای تیپ ره کم تر کو می خواهم درس بخوانم، بجای ای که حق اعتراض به او بتیم و گپ شه قبول کنیم. پر خاش می کنیم و اوره دو می زنیم. به نظر شما ای تلخ کدن زندگی نیس؟
موزیک
دستهایی که در حال خدمتن مقدس تر از لبهایی هستن که دعا می خوانن. ما در زندگی به دنبال آرامش استیم. رفاه و آسایش ره هم بر آرامش می خواهیم. تفریح و تفرج های ما هم بر به دست آوردن آرامش استن. شاید کمک کدن به یک هم نوع بر بعضی ها از صد ها تفریح شادی بخش تر باشه. وقتی شما به دیدن پدر کلان تان می رین و خوشحالی اوره می بینین لذت ای شادی شاید از هر لذتی دیگه ای بر تان آرامش بخش تر باشه. وقتی شما بر بچه یتیمی بدون دستمزد پیراهنی ره می دوزین شاید هیچ لذتی نتانه جای گزین ای لذت شوه. وقتی شما در اداره ساعت های بیشتری می مانین تا کار های ارباب رجوع ره زود تر انجام بدین و او با یک دنیا خوشحالی به خانه بره آیا بهتر از ای لذت می تانین پیدا کنین؟ جرج الیوت گفته: اگه زندگی ره بر یکدیگر راحت نسازیم بر چه زندگی می کنیم؟
موزیک
کسی بر گرفت از جهان کام دل
که یکدل بود با وی آرام دل
انشاءالله شما از اونایی نیستین که عشق به شغل و کار تان شما ره از وظایف تان در خانواده غافل می سازه. شما علاقه و انگیزه به کار تان دارین اما وظیفه خوده در خانه هم انجام می تین. شما می دانین که همسر جوان شما در خانه چشم به راه اس. شما ای تصوره برش ایجاد نمی کنین که شغل شما ره به عنوان امباق خود ببینه. شما با برنامه پیش می رین و همیشه تعادل ره رعایت می کنین. دوستان جوان وقت گذاشتن با خانواده و با اونا به تفریح رفتن و ساعت تیر کدن زیبا ترین لحظه ها ره می تانه رقم بزنه. خاطره های شیرینی ره شما با خانواده های تان از ای قسم تفریح ها دارین. زمانی که با خانواده به زیارت می رین، و یا وقتی که با خانواده به پارک و یا کوه می رین و یا لب رود خانه چه لحظه های شیرینی رقم می خوره. وقتی عکس های او تفریح ها ره سیل می کنین چه با شکوه یاد می کنین. «یادش بخیر ای عکس ره ده بند امیر گرفتیم یادت اس».
موزیک
شخصی می گه: در آخرین لحظه های زندگی هرگز تأسف ای ره نخواهید خورد که چرا در امتحان کامیاب نشدم یا در انتخابات رأی نیاوردم یا چرا از انجام معامله ای محروم شدم. اما تأسف ای ره خواهید خورد که چرا اوقات بیشتری ره با پدر و مادرم، یا همسرم و یا دیگه اعضای خانواده ام تیر نکدم. دوستان جوان ای گپ ره کسی زده که دیگه وقتی بر بیشتر بودن با اعضای خانواده نداشته و حالا حسرت لحظه هایی ره می خوره که با اونا نبوده. ما و شما که فرصت داریم. همو قسم که ساعت ها با دوستای خود تیر می کنیم با اونا می خندیم خوش می گذرانیم به یاد بیاریم که مدتی اس از پدر پیر خود بی خبریم. به یاد بیاریم که عمه ای داریم چشم به راه اس که سری به او بزنیم. می شه زندگی ره به شادی و شور تبدیل کد. سخت هم نیس. فقط کافی اس روی نقاط مثبت کلیک کنیم.
موزیک
ایستگاه اول
بنام خدا. دوستان جوان سلام عصر تان بخیر! به اتفاق شما در ایستگاه اول هستیم. مطلبی که در این ایستگاه مطرح می کنیم عنوانش هست پول پل است. لطفا با ما همراه باشید
موزیک
شما می دانید هر چند همه به دنبال پول هستند و آن را برای گذران زندگی لازم می دانند ولی بسیاری بر این باورند که پول چیزی خوبی نیست. آنها حتی از داشتن پول زیاد احساس گناه می کنند. بعضی عقیده دارند که پول مسبب تمام جنایا و قتل هاست. عده دیگر فقر و نداری را به معنویت ربط می دهند. آنها معتقدند که در این دنیا باید سختی و رنج های زیادی متحمل شد و رفاه و آسایش متعلق به دنیای دیگر است. اما این افکار و عقاید بر خلاف اراده الهی است. خداوند دوست ندارد ما فقیر و بی چیز باشیم. فقر جزء از سر نوشت ما نیست. بلکه حاصل باور های فقیرانه ماست. بزرگی می گوید: ما فقیر هستیم اما مسبب آن خداوند نیست.
موزیک
یکی از زیباترین دستورات ثروت مند شدن است. پول میوه ممنوعه نیست. پول چرک کف دست هم نیست. پول اگر از راه درست به دست بیاید و درست هم مصرف شود تجلی رحمت الهی است. در دنیایی که خداوند همه چیز را برای ما آفریده. ابر و باد و مه و خورشید و فلک را در اختیار ما گذاشته و ما را بر خوردار از توانایی های لازم برای ساختن زندیگ همراه با رفاه و آسایش و لذت بردن از ثروت های خدادادی کرده است. فقر نه تنها مایه افتخار نیست. بلکه وقتی از در می آید ایمان از پنجره فرار می کند. پس نگاه خود را راجع به دنیا باید عوض کرد. پول هدف نباشد. اما پلی باشد که ما ره به اهداف بزر و بزرگ تر مان می رساند.
موزیک
یک صبح یک سلام
دوستی دیگر
نویسنده: بینش
تهیه: مجاب
بنام او که گفت بخوان بنام پروردگارت. دوستان عزیز شنونده سلام صبح تان بخیر! آمده ایم که با دوستی دیگری آشنا شویم. دوستی که بی هیچ می منتی با ما هم صحبت می شه و هرچه در دل داره به ما می گه. یعنی سفره دل خوده پیش ما باز می کنه و بهترین حرفا و سخن ها ره می زنه. بلی کتاب بهترین دوست و همدم آدمی است. امروز هم کتابی ره معرفی می کنیم که عنوانش هست: حقوق اقلیت ها در قرآن.
موزیک
شما می دانین که در دنیا عقیده ها و دین های مختلفی وجود داره. نژادها، زبان ها و رنگها مختلف هویت انسانها ره تشکیل می ته. به عبارتی دیگه در هر جایی مفاهیم چون اکثریت و اقلیت ره بوجود آورده. در مملکت افغانستان هم در کنار اقوامی که اکثریت ره تشکلیل می تن اقلیت هایی نیز زندگی می کنن و انتظار دارن که از سوی اکثریت حقوق شان رعایت شوه ای مسأله لازمه اش ایس که با حقوق اقلیت ها آشنا باشیم که کتاب حقوق اقلیت ها در قرآن می تانه راهنمای بسیار خوبی در این باره باشه.موزیک
احمد درویش گفتار این کتاب ره تألیف کرده و کوشیده با بهره گیری از آیات قرآنی و سخنان عالمان دینی و مفسرا و حقوق دانان به بررسی حقوق اقلیت هایی که در سرزمین های اسلامی زندگی می کنن بپردازه. وی به تبیین اندیشه اسلامی که برای اقلیت ها حقوق بسیاری قایل هست پرداخته و بیان می داره که پیشرفته ترین معیار بر رعایت حقوق اونا در اسلام وجود داره و می گه که دین اسلام تنها دینی است که هم زیستی مسالمت آمیز با پیروان ادیان دیگره به رسمیت شناخته است. در بخشی از مقدمه آمده: اسلام هیچ گاه تحقیر نا مسلمانا و اهل کتاب را نمی خواهد؛ چنان که حق انعقاد قرار داد، حق کار، آزادی مذهبی،حق تحصیل، حق حمایت قضایی، حق تأمین اجتماعی و... را برای اهل کتاب پذیرفته است.
موزیککتاب حقوق اقلیت ها در قرآن توسط مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما در سال 1383 به شمارگان 1500 نسخه انتشار یافته است که در پنج بخش تنظیم شده. در بخش اول به کلیات مسأله می پردازه مثل ماهیت حق، منابع حق، اقلیت ها از دیدگاههای گوناگون. بخش دوم به شش فصل تقسیم می شه و عنوان هایی مثل اهمیت پیمان، اسلام و دعوت به هم زیستی مسالمت آمیز، تعریف پیمان امان و دلیل مشروعیت آن، مرز پیمان و .... به چشم می خوره. در فصل سوم به حقوق اهل ذمه و مستأمنین در اسلام اشار می شه. این بخش هم درسه فصل به موضوعاتی چون تعریف اهل کتاب، حق سکونت در سرزمین اسلامی، حق مالکیت، حق آزادی مذهبی و حدود آن، حق کار و حد و مرز آن حقوق و تکالییف پناه جویان یا مستأمنین می پردازه. فصل چهارم کتاب جایگاه دیگر اقلیت ها در حقوق اسلام ره بررسی می کنه و به مسایل چون حقوق انسان از دیدگاه اسلام، کرامت انسان، انسان و آزادی، عدالت برای همه، احترام به خون انسان ها، اقلیت ها در پناه اسلام و برخی رفتار های مسلمانان با اقلیت ها می پردازه. بخش پنجم کتاب خطاب به برنامه سازان صدا و سیما می باشه که توصیه های لازم برای برنامه سازی در جهت رعایت حقوق اقلیت ها ارائه شده است.
موزیک
در صفحه 79 کتاب در باره حق سکونت در سر زمین اسلامی می خوانیم:
حق سکونت از حقوقی است که برابر قرارداد ذمه برای اهل کتاب محقق می شود و از لوازم قطعی این پیمان است؛ زیرا برابر این قرار داد مسلمانان متعهد می شوند در کنار خود اهل کتاب را شهر وند جامعه اسلامی بدانند و با آنان هم زیستی مسالمت آمیز داشته باشند. التبه این حق بر خلاف حق سکونت در پیمان امان که موقتی است دایمی خواهد بود؛ یعنی تا هنگامی که قرار داد فسخ یا نقض نشده حق سکونت در سر زمین اسلامی برای اهل کتاب به قوت خود باقی است. ...آیه 29 سوره توبه این حق را نیز برای اهل ذمه اعلام می کند و مسلمانان را به رعایت آن فرمان می دهد.
احساس مند
س: مه يك اسلحه ساز استم. به نظر شما در جنگ جهاني سوم از چه اسلحه اي استفاده خواهد شد.
ج: اسلحه ساز جان در جنگ جهان سوم ره نمي فام ولي در جنگ جهاني چارم از سنگ و چوب استفاده خواهد شد. چون قبل از او در جنگ جهاني سوم تمدن ها به خاك يكسان خواهد شد و دستاورد هاي بشر محو خواهد شد. به همي خاطر بشر ناچار اس كه بر جنگيدن به سنگ و چوب متوسل شوه.
س: شنيدم كه شما خو هم تعبير مي كنين. مه خو ديديم كه د پاركينگ خانه ام چن نفر كه زبان شانه نمي فامم و اونا هم زبان همديگه خوده نمي فامن سر يك متر جاي پارك بيشتر باهم جنگ مي كنن. لطفا بگويين تعبيرش چي اس؟ يك ارادت مند شما
ج: پاركينگ د خو يعني ماملكت. ظاهرا اونا سر مملكت شما باهم جنگ مي كنن. اونايي كه زبان هم ره نمي فامن مملكت هايي استن كه به اينجه آمده ان امنيت ره بر مه و تو يا از مه و تو بگيرن هردويش امروزه يك مانا مي ته. اونا پس از بود و باش زياد به اي نتيجه مي رسه كه مملكت ره به پاركينگستان تغيير نام بته و هر كدام هم سهم خوده بگيرن. و خلص اي كه جنگ شان بر سهم بيشتر بوده.
س: شما اگه جاي يك كته كلان سابق مي بودين چه مي كدين؟ يك كته كلان از كته كلاني مانده.
ج: كته كلان جان فرق مي كنه او كسي كه خوده جايت مي مانه و به اي سوال جواب مي ته حرفش چه باشه. اگه يك نجار باشه مي گه يك ميخ مي زدم به سرم. اگه يك بنا باشه مي گه خوده زير ديوال مي كدم. اگه يك قصاب باشه مي گه يك ساطور به فرقم مي زدم. اگه يك نانوا باشه ميگه خوده د تنون مي انداختم . اگه يك آشپز باشه مي گه خوده به سيخ كباب مي كشيدم. اگه يك اصطبل باشه مي گه خوده به دم اسب بسته مي كدم. اما مه و تو چاره نداريم كه خوده من حيث استاد معرفي كنيم كه ماره دعوت كنن به استوديو ها و كار كارشناسي كنيم.
س: مه يك نيروي قواي خارجي بود. مملكت شماره داشت زياد دوست و خواست كه اونجه ماند چطو تانست بر هميشه اونجه بود؟
ج: شما يك ضرب المثل خوب دارين. اونمو ضرب المثل انمينجه به كار مي آيه. اختلاف بنداز و... آ ديگه. بر اي كار مي تاني به كمك ديگه اندوالايت كنفرانسها و كنگره هاي بر گزار كنين تحت عنوان لويه تفرقه . در اونجه روي اصول تفرقه بحث كنين شما مي تانين اگه بخواهين كه مي خواهين.
س: مه مي خواهم يك فابريكه جور كنم مي خواستم قبل از هر چيز از آب هواي مملكت با خبر شوم.
ج: آسمان جنوب و جنوب غرب با غبار غليظ اختتاف پوشيده شده هر چه به سمت غروب پيش بريم كمين طالباني جاي اين هواي اختتاف آلود ره مي گيره. در ساير نقاط هوا صاف پيش بيني مي شه به قسمي كه طياره هاي خارجي ره به راحتي مي توان ديد و حتي نقل ونبات هايي ره كه بر سر ملت مي ريزن هم تما شاكرد. هواي بازار هم ليلامي آلود اس و درجه حرارتش هم بالا. يك توده ابر عظيم ليلامي ازسمت شمال غرب به سوي مركز پيش مي آيد. پيش بيني مي شود مثل روز هاي گذشته رگبارهاي شديدي ليلامي در شهر هاي بزرگ مشاهده شود و دامنه اش به كل مناطق مملكت برسد. اين توده عظيم جبهه توليدات داخلي را پس مي زند. گفته مي شود سيل اي ليلامي ها فابريكه هاي داخلي ره مي بره.
گپهاي پيش پرده
گل بيگم: اينه بخير آينده بچيم تضمين شد. ديگه هيچ غصه شه نمي خورم
گل چمن: چه قسمي گل بيگم جان بر مه هم بگو هو بچگك مه هم بي كار اس.
گل بيگم: اول بايد پارتي داشته باشي. تو داري؟
گل چمن: ني
گل بيگم: بايد بروت هاي رييس شعبه ره چرب كني مي تاني
گل چمن: ني
گل بيگم: باد از او بچت بايد سواد داشته باشه بچه تو داره؟
گل چمن: ني
گل بيگم: پس ديگه گپ شه نزن كه خوار خواندگي بي خوار خواندگي فاميدي.
گل چمن: بچه تو ام كه يكي دو صنف بيشتر نخوانده.
گل بيگم: نام خوده كه نوشته مي تانه نام خدا چه مقبول هم نوشته مي كنه.
گل چمن: حالي برش چه كاري داده ان.
گل بيگم: كار نداده ان
گل چمن: خي چه قرضه داده ان كه كار آفريني كنه؟
گل بيگم: ني
گل چمن:خي وعده قرضه ره داده ان؟
گل بيگم: بر بچيم اميد داده ان. انالي بچيم اميد وار اس كه تا چن سال ديگه مي تانه بر خود كار پيدا كنه. او بايد اي اميد خوده از دست نته. شب كه خانه آمده بود نمي فامي كه از خوشي د پوس خود جاي نمي شد. مي گفت پيدا كدم بلاخره پيدا كدم. اميد پيدا كدم كه مي تانم كار پيدا كنم
گل چمن: ما غريبا كه فقط انمي اميد ره داريم
""""""""""""""
پسر: پدر جان القاعده بد اس؟
پدر: آ بچيم.
پسر: تروريست ام بد اس ني؟
پدر: آ بچيم
پسر ما كه طالب ام نيستيم. صحيح اس؟
پدر: آ بچيم
پسر: ما كه القاعده و تروريست نيستيم استيم؟
پدر: ني بچيم. خدا نكنه. چرا اي گپاره مي زني
پسر: مگم قواي خارجي نامده ان كه القاعده و تروريست هاره از مملكت ما گم كنن؟
پدر: چرا
پسر: وقتي ما القاعده، طالب و تروريست نيستيم چرا قواي خارجي سر ما بم مي ريزه؟
پدر: نمي فامم شايد اونا فكر مي كنن كه ما القاعد و طالب استيم.
پسر: پس چون اونا فكر مي كنن ما بايد كشته شويم.
"""""""""""""""
مرد1: شنيدي كه مملكت هاي دوست كمك هاي بشر دوستانه خوده زياد كده
مرد2: نمي فامم به اي خبر خنده كنم يا گريه.
مرد1: چرا؟
مرد2: فكر مي كدم كه مملكت رشد مي كنه و كم كم سر پاي خود ايستاد مي شه.
مرد1: راستش مه هم حس توره دارم. نگفتي كه اي كمك هاي بشر دوستانه چه اس؟
مرد2: چند بوجي آرد و گندم اس. يا اختصاص بودجه به موسسه هاي خود شان ديگه چه باشه.
مرد1: ني اي كمك هاي بشر دوستانه از اي چيزايي كه تو مي گي نيس.
مرد2: پس چه اس؟
مرد1: اي كمك هاي بشر دوستانه ارسال نيروهاي بيشتر مي باشه، زياد كدن قواي خود شان اس. عسكر هاي خود زياد كده ان.
مرد2: اي كاش كه اي كمكهاي خوده قطع كنن. ماره تير از اي كمكهاي بشر دوستانه.
:::::::::::::::::::::
استاد شاعر
مجري: استاد شاعر اينجه شيشته و به چرت بند زند قافيه هاي نو اس. استاد به سخن جان مي ته. سخن در دست استاد مثل خمير اس هر شكلي كه بخواهن جور مي كنن. استاد امروز هم فرصت خوده به ما داده ان كه باهم بزمي داشته باشيم و لحظاتي در عالم ادبيات و قوافي سير كنيم. مه ديگه اطاله كلام نمي كنم مي مانم استاد باقي رشته سخن ره بگيرن. استاد بفرمايين
استاد: مه سلام هاي قافيه خيز خوده به ملت قافيه پرور تقديم مي كنم از همينجه بر شان قافيه هاي نو لبريز از احساسات قشنگ آرزو مي كنم و اميداوار كه دلپذير ترين شعر زندگي شان ره هميشه زمزمه كنن.
مجري: استاد قافيه داني يك شاعر كي پر مي شه؟
استاد: بعضي شاعرا قافيه داني شان زود پر ميشه بعضي ها هم دير البته يك شاعر نبايد قافيه داني اش پر شوه. او بايد مثل مه باشه. بعضي هرچه دنبال قافيه مي گردن پيدا نمي كنن كه قافيه داني خوده پر كنن به تو هم پيشنهاد مي كنم كه ديگه از اي قسم سوالات كه در حصه تخصصت نيس پرسان نكني.
مجري: شعر رسيده ره به خانش مي گيرم به اجازه تان
عده اي باهم تفاهم مي كنند خنده را از چشم ما گم مي كنند
قصد خالي كردن يك جيب را سوي هم چشم تبسم مي كنند
زود مي بايد بفمهمي حرف شان با زبان خود تكلم مي كنند
آن زبان پيسه و دالر بود چون كه آن باشد ترحم مي كنند
باز هم ما مورد الطاف شان بهر لطف خود تقدم مي كنند
موزيك
سخن بر سر تفاهم اس. تفاهم بسيار يك خوب چيز اس. بر سر هر چيزي كه باشه. در اي شعر هم گپ از يك تفاهم اس. يك تفاهم بعضي از سخن شناسان اي قسم تفاهم ره تباني هم نام شه مي مانن. ظاهرا يك عده تفاهم كده ان كه كمين بزنن. به هر صورت اي تفاهم به فال نيك گرفته مي شه بر تفاهم هاي بعدي. تفاهم بر لوچ كدن ملت و ها كذا
مجري:عده اي باهم تفاهم مي كنند خنده را از چشم ما گم مي كنند
اينجه گم كدن خنده از چشم آمده در اي باره گپ هاي شماره مي شنويم.
استاد: بعضي هاي با تمام وجود مي خندن. نشنيدي كه مي گن فلاني دلش مي خنده. چشم آدما هم مي خنده، اگه خنده خنده واقعي باشه. در اينجه يك عده تفاهم مي كنن كه خنده ره از قول بيرون كنن. حتي ديگه چشم ها هم خندان نباشه. باز در ادامه مي گه كه اي تفاهم بر چه اس؟
مجري: قصد خالي كردن يك جيب را سوي هم چشمك تبسم مي كنند
استاد: فكر مي كنم خالي كدن جيب يك سخن كنايي باشه و كنايه از يك مملكت باشه. گفته نمي شه بعضي تفاهم كده باشن كه مملكت ره خالي كنن. و يا اشارات نظر سوي هم كنن كه فلان مملكت ره خالي كنيم. به هر صورت يا تفاهم او مملكت هاي ديگه به بانه كمك كدن خالي كدن مملكت باشه يا نه اي كه يك تعداد سر راه مسافرين ره كمين بزنن به هر صورت به همديگه چشمك مي زنن و و با چشم هاي يكديگه حرف مي زنن.
مجري: استاد اينجه گفته زود بايد بفهمي حرف شان با زبان خود تكلم مي كنند اگه دير حرف شان ره بفامي چه پيش خواهد آمد؟
استاد: هر كسي به زباني گپ مي زنه. زبان بعضي ها ره اگه نفامي خو مالوم اس كه دنياره سرت خراب مي كنن و يا روزه سرت شو مي كنند. با بعضي با زبان پيسه بايد گپ بزني و اگه اي زبان ره نفامي مالوم نيس سرت چه مي آرن. مه ديگه به علت وحشتناك بودن نمي تانم توضيح بتم
مجري: آن زبان پيسه و دالر بود چون كه آن باشد ترحم مي كنند استاد گپ شما درست بود . مي گن پيش زبان پيسه زبان قانون قفل مي شه. بعضي كسايي كه گپ از قانون مي زنن ديگه چپ مي شن و يا مي گن اي راه هم اس. شما بيشتر توضيح بتين
استاد:صحيح اس. پيسه كلي اس كه هر قلفي ره واز مي كنه. قلفي نيس كه اي كلي به او نخوره. وقتي اي كلي ره داشته باشي ديگران هم كتت مهربان مي شن. حتي اونايي كه سر پيسه ات تفاهم كده ان كتت با مهرباني گپ مي زنن منتها بايد بر شان ثابت شوه كه كل پيسه هاي خوده بر شان پيش كش كدين
مجري و اما آخرين بيت
بازهم ما مورد الطاف شان بهر لطف خود تقدم مي كنند
اينجه شاعر دو پالو گپ زده. يا مي گه بعد از اي كه پيسه ما ره گرفتند مار مورد تفقد قرا مي تن و در اي تفقد از همديگه سبقت مي گيرن. يا كه ني مي گه بر اي كه با مشت و لگد ماره مورد الطاف خود قرار مي تن تا ما اعتراف كنيم پيسه داريم و به اونا مي تيم و در اي تفقد به همديگه سبقت مي گيره. به هر صورت اونا تفقد مي كنند چه پيسه به رضا بتيم و چه به زور.
آهنگ زندگي
تهيه:عطايي
نويسنده: سيد محمد علوي
پديده چشم و هم چشمي از مواردي است كه تقريبا نمي توان براي آن موافقي پيدا كرد. لا اقل در گپ و گفت هم موافق هستند كه اين پديده پسنديده نيست و بايد مانع آن شد ولي ما امروز كارشناسي در برنامه داريم كه نظر متفاوتي دارد. اگر علاقه مند استين كه نظرات ايشان را بشنويد با ما همراه باشيد و شنونده.
موزيك
مجري: به طور خلض چشم و هم چشمي ره بر شنونده ها تاريف كنين.
كارشناس: علاقه زايد الوصف به داشتن اشيا و چيزهايي كه ديگران از اقارب و دوستان گرفته تا دشمنان و اسخاصاي كوچه و بازار دارن ولو اي كه هيچ نيازي به او چيز نداشته باشين.
مجري: آيا صرف يك علاقه مندي اس؟
كارشناس: ني صيب. وقتي كه علاقه زايد الوصف باشه همراه با تحرك و تكاپو جهت رسيد به خواسته مورد نظر اس بناءً صرف يك علاقه نيس.
مجري: عده اي عقيده دارن كه مسأله چشم وهم چشمي سبب مي شه كه ما وقت و پول خوده صرف يك كار بيهوده كرده و از اصل زندگي كه سادگي و قناعت اس دور شويم.
كارشناس: اين منصفانه نيست كه ما غيبت كدن، جنجال، خرافات و كل پروسه هاي ناخوشاينده به گردن خانم ها بيندازيم. يقينا گردن اي بزرگوارا تاب اي همه باره نداره. بناءً علي رغم آنچه كه مشهور اس اگه صلاح بدانين اي موضوعه به گردن آقايان بيندازيم.
مجري: اگه قرار شوه كه به صورت فرست وار آثار چشم و هم چشمي ره در زندگي نام گيره كنيم، اونا چيست؟
كارشناس: مه مواردي ره روي قاغس نوشته كدم كه برتان مي خوانم: ا- مضاعف شدن و زياد شدن كار و كوشش توسط مردان. 2- زياد شدن ديد و بازد ديد ها. 3- تداوم جنجالهاي جديد. 4. رقابت جدي و جانانه با اقارب و خويشان. بازم بخوانم؟
مجري: تشكر اگه درباره هركدام بسيار مختصر توضيح ارائه بتين ممنون مي شيم.
كارشناس: چشم هم چشمي هزينه اقتصادي داره كه به عهده مرد اس. بناءً مرد بايد زياد كار كنه. از طرفي شما بايد اطلاع داشته باشين كه كدام يك از اقاربتان چيز نو گرفته تا شما هم متقابلاً اقدام به تهيه آن كنيد. بناءًٌ ديد و بازديد زياد مي شه. از طرفي ممكن اس كه مرد فلك زده يگان دفه اعتراض كنه كه خوب چه گف اس مه خو زير كار زياد فوت مي شم. اي اعتراض بي دليل و بي جا، جنجالي ره در پي خواهد داشت كه محكوم نهايي ام يقيناً و از روي منطق و عقل ام كه حساب شوه مرد اس.
مجري: با توجه به فرمايشات شما چشم و هم چشمي يك مسأله اقتصادي اس. بناءً در طبقات پايين جامعه كه مشكل مالي دارن مشاهده نميشه.
كارشناس: ني درست اس كه به اقتصاد ارتباط داره و در بين قشر هاي مختلف متفاوت اس ولي تحقيقات نشان داده كه در طبقه اي كه از حيث مالي كمي ضعيف استن اي چشم و هم چشمي ها در رقابت هاي نا سالم به سمت تعداد اولاد ها و مادر اولاد ا منحرف مي شه.
مجري: يعني چه. چه قسمي مي شه؟
كارشناس: يعني كه دوتا امباق، دوتا همشيره، دو تا خوارخوانده، دو تا همسايه به جهت رقابت به سمت تعداد اولاد ها قدم بر مي داره به قسمي كه در پايان اي چشم و هم چشمي شما راولاد هاي شان از پيش شان اشتباه مي شه.
مجري: چاره چيس كار شناس صيب؟
اصل قضيه خو چاره نداره. لاكن اگه اقداماتي صورت بگيره كه محبت چشم و هم چشمي به سوي امور پسنديده كشانده شوه كه او هم نياز مند ايس كه اشخاص از چشم بصيرت خود استفاده كنن. البته به شرطي به كلي اي چشم شان قدرت بينايي شه از دست نداده باشه.
پايان
جاده جوانی
تهیه: موحد
نویسنده: بینش
بنام او که عشق و زندگی از آغاز می شود.
موزیک
دوستان خوب و صمیمی یک چشمه صفا
یک دریا یک رنگی
و یک دنيا سلام پیش کش تان می کنیم
موزیک
با جاده جواني لحظاتي در جمع شما اكسيژن محبت و همدلي تنفس مي كنيم و خوشحاليم از اي كه باز هم با شما دمخور استيم و مي تانيم از شما انرژي بگيريم.
موزيك
واژه جوان ره وقتي مي شنويم روي واژه هاي مثل سستي، رخوت، كسالت، تنبلي، بي رمقي، بي حالي، تعلل، درنگ، توقف و ركود خط مي كشيم. يعني جوان هيچ سنخيتي با اين واژگان ندارد. چون جواني با شور، هيجان، طراوت و شادابي همراه است و جوان با همين ويژگي ها شناخته و معنا مي شه. پس خوب اس كه جوانان عزيز هيجان و احساسات خوده به كار بگيرن و روي طلاي وجود شان كار كنن، ارزش يك فلز به ميزان كاري اس كه بر رويش انجام مي گيره. هيچوقت قيمت يك كيلو آهن و يك كيلو آهن تبديل شده به سوزن برابر نيست.
موزيك
از حكيمي سؤال كدن كه راز جوان ماند تو چيس؟
گفت: در اي اس كه هر روز يك مطلب نو ياد مي گيريم. ما و شما چقه اي راز ره به كار مي گيريم و از اي اكسير جواني استفاده كنيم.
موزيك
شماره تلفن هاي برنامه
موزيك
دوست دارين جاي چه كسي باشين؟
اي سؤال ذهن ما ره مي بره به سوي آدمهاي سر شناس و كسايي كه مي شناسيم شان. يكي در ميان مردم محبوبيت داره، يكي معتمد مردم اس، يكي قهرمان ورزشي اس، يكي قهرمان ملي اس، يكي سخن ور خوب اس، يكي هنرمند اس، يكي بازيگر سينما اس. شايد هر كدام از ما دوست داشته باشه جاي يكي از اي چهره ها باشه و خوده به جاي او تصور كنه و بگويه كه اگه جاي او مي بودم چه مي شد؟ با اي وجود كسايي كه مي گن دوست داريم جاي خود ما باشيم كم نيستن. اونا شايد از زندگي رضايت كامل نداشته باشن اما دوست هم ندارن جاي ديگري باشن. بسياري دوست دارن خودشان باشن اما يك امتيازهايي هم داشته باشن مثلا مي خواهن ده سال جواني شان بر گرده. امروز محور بحث ما همي مطلب اس.
موزيك
كسي كه دوست داره جاي ديگري باشه، بر خود هويتي قايل نيس يا از هويت خود مي گريزه. كتمان هويت، فرار از هويت و جستجوي هويت خود در هويت ديگران، پديده اي ره تحت عنوان بحران هويت در ميان جوان ها رقم زده. فرار از خود و از فرهنگ خود و پناه بردن به فرهنگهاي ديگه از ويژيگيهاي اي بحران اس. جواني كه دوست داره به جاي يك جوان غربي باشه و يا جواني كه خوده به شكل و شمايلي بچه فلم يك فلم غربي جور مي كنه، كم و بيش درگير اي بحران اس. وقتي نوجوانان به مرحله اي مي رسن كه از خود مي پرسن كيستم و جوابي كه پيدا مي كنن حس سر خوردگي ره در اونا به وجود مي آره، سعي مي كنن از خود و فرهنگ خود بگريزن و آرزو كنن كه كاش هويت ديگه مي داشتن و يا در يك خانوداه ديگه و در يك مملكت ديگه به دنيا آمده بودن.
موزيك
شايد بعضي از دختران جوان افغاني آرزو كنن كه پسر مي بودن. شايد بعضي هاي شان آرزو كنن كه جاي يك دختر ديگه ده يك مملكت ديگه مي بودن و شايد هم بعضي شان آرزو كنن كه اي كاش پيدا نمي شدن. چرا اونا نمي خواهن خودشان باشن؟ اگه به سرنوشت بعضي از دخترهاي افغاني توجه كنيم مي فاميم كه چه سرنوشت غمباري اونا دارن. نگاه منفي به زن، تبعيض بين فرزند پسر و دختر، ازدواج هاي اجباري، ازدواجهاي با مردان مسن و ناديده گرفتن آزادي ها و حق و حقوق اونا جمله موارد اندوه باري اس كه متأسفانه هنوزم در بعضي از نقاط افغانستان وجود داره. از سويي آزادي ها و حقوقي كه بر زنان مطرح مي شه مطابق با شأن و منزلت زنان مسلمان نيس. اونايي كه اي حق و حقوق و آزادي ها ره مطرح مي كنن دچار افراط شده و اوناره از او سوي بام مي اندازن. داستان ها و حكايت هاي كه از زندگي زنان نقل مي شه كم و بيش مظلوميت و سر نوشت اندوه بار اوناره به تصوير مي كشه.
موزيك
مي خواهم خودم باشم. نقش بازي نكنم. اگه نقش هم بازي مي كنم نقش خوده بازي كنم. خودم باشم باهمين خوي و خصلت هايي كه هويت مره به نمايش مي مانن. دوست دارم وقتي به خواستگاري دختري مي رم ني نقش يك بچه پيسه داره بازي كنم و ني خوده جاي يك داكتر و مهندس جا بزنم و ني خوده يك شخص معتبر و بي عيب و نقص كه كمالات از او مي باره معرفي كنم ، بلكه مي خواهم خودم باشم با با مشخصاتي كه فقط مخصوص خودم استن. دوست دارم سطح تحصيلاتم عالي مي بود ولي حالي كه نيس خوده نمي خورم و آرزو نمي كنم كه اي كاش به جاي فلان داكتر و اينجنير مي بودم. در اي عبارت ها اعتماد به نفس موج مي زنه. خيلي ها با همي اعتماد به نفس دوست دارن جاي خود شان باشن. اونا سرمايه هاي بزرگي دارن كه اگه به كار بندازن زندگي شان رنگ ديگه اي مي گيره. از جمله اي سرمايه ها صداقت اس. وقتي كسي دوست داره خودش باشه و هيچوقت نقش بازي نكنه يعني صادق اس. بگذريم كه بعضي ها حتي با خود شان هم صادق نيستن
موزيك
شايد كسي ره پيدا نكنين كه صد في صد از مسيري كه آمده راضي باشه. اگه به ما فرصت دوباره داده شوه كه با استفاده از تجربياتي كه حالي دارين به گذشته بر گردين، شايد كمتر كسي دوباره همو راه قبلي ره انتخاب كنه. هر كدام مسير جديدي ره در پيش مي گيريم. كسي كه از رشته تحصيلي خود ناراضي اس رشته خوده عوض مي كنه. كسي كه جاده ره غلط رفته، به جاده بر مي گرده. كسي كه فرصت درس خواندن ره از دست داده سعي مي كنه ديگه اي فرصت ره از دست نته. خلص اي كه وقتي به زمان فعلي برمي گرديم هر كدام كسي شده ايم با يك هويت و شخصيت ديگه. شايد بعضي ها هم هيچ حركتي به خود نتن و همويي كه بودن، باشن. اما متأسفانه ما به گذشته بر نمي گرديم و از سويي از موقعيت فعلي خود هم راضي نيستيم، به همي خاطر گاهي افسوس زندگي ديگران ره مي خوريم، گاهي خوده ملامت و سرزنش مي كنيم كه چرا فرصت ها ره از دست دادم. كمتر زبان ما به شكر گشوده مي شه و از نعمت هاي خدا سپاس گذاري مي كنيم.
موزيك
برگشت به گذشته ممكن نيس. اي كه به جاي ديگري باشي هم ممكن نيس. تو فقط مي تاني خودت باشيي و به جاي خودت نقش بازي كني با همي استعداد و توانايي ها و مهارت هايي كه تا به حالي كسب كده اي. اگه فرصت هاي گذشته ره نتانسته اي استفاده كني، اگه موقعيت هاي زيادي ره از دست داده اي، بازم اينجه پايان جاده نيس. فرصت هاي نو منتظر تو استن. لحظه هاي نو به تو چشمك مي زنن. اگه حتي همي حالي مسيره غلط مي ري راه برگشت ره بسته نكده ان. تو مي تاني بر خود فرصت هاي جديد بوجود بياري، لحظه ها ره شكار كني. موفقيت هاي جديد و موقعيت هاي جديد منتظرت استن. اي ره بدان كه زمان مثل يك رقيبي اس كه با او مسابقه مي تي. اگه نتاني از او امتياز بگيري از تو امتياز مي گيره. پس از اي باد قسمي در جاده زندگي حركت كو كه به خودت افتخار كني و ديگران آرزو كنن كه جاي تو باشن و مثل تو باشن.
موزيك
كسي كه دوست داره جاي خودش باشه، نمي خواهه جاي هيچ كسي ديگه اي باشه. او معتقد اس كه اگه جاي كسي ديگه باشه جاي خودش خالي مي مانه و كسي نيس كه نقشش ره بازي كنه. اي شخص آدم خيلي خوش بختي اس. از اي لحاظ كه راضي به رضاي خداوند اس. اي شخص شكر خدا ورد زبانش هس. حتماً اي جمله از زبان يك چنين شخصي جاري شده كه خداوندا! براي همه داده هايت، نداده هايت و گرفته هايت شكر گزارم چرا كه داده هايت رحمت، نداده هايت حكمت و گرفته هايت قسمت است.
موزيك
ما خود آگاه نا خود آگاه گاهي نقش بازي مي كنيم، خوده جاي كسي قرار مي تيم كه خودما نيستيم. مثلا خوده خوب نشان مي تيم، دلسوز نشان مي تيم، غمخوار نشان مي تيم، در حاليكه زماني كه بايد احسان كنيم، نمي كنيم. زماني كه بايد غم ديگران ره بخوريم، مي گيم به ما مربوط نمي شه و گاهي حتي با اي ضرب المثل خوده تبرئه مي كنيم كه چراغ كه به خانه رواست به مسجد حرام اس. ما خوده خيِّر نشان مي تيم در حاليكه خيّر نيستيم، كارهاي ما بيشتر رنگ ريا داره. خير اگه مي كنيم بر ايس كه ديگرا ما ره خوب بگويه. ما در واقع اينجه خودما نيستيم، داريم نقش بازي مي كنيم، به جاي يك شخص خوب خوده جاده زده ايم. خوده خوب جلوه مي تيم. جاي خود ما نيستيم، نقش بازي مي كنيم. او چيزي كه در دل ماس با او چيزي كه انجام مي تيم فرق داره و باهم منطبق نيس. الحذر از چنين نقشي.
موزيك
ايستگاه اول
بنام او كه دل كاشانه اوست. دوستان جوان سلام، عصر تان بخير! هم صحبت شما در ايستگاه اول استيم. بر چسب يا مارك موضوع امروز ما در ايستگاه اول است. لطفا بشنويد
موزيك
دوستان حتما اين جمله را از زبان فروشندگان شنيده ايد : خاطر جمع باشين شما پيسه مارك اي جنسه مي تين
بعضي از جوانان عاشق ماركهاي مشهور هستند. پيراهن مارك دار، پتلون مارك دار، بوتهاي مارك دار، ساعت مارك دار و غيره. چنين افرادي حتي براي خريد چيز هاي كوچك هم تنها به سراغ ماركهاي بزرگ و معروف مي روند و حاضرند وقت زياد صرف كنند پيسه زياد بدهند و او جنس مارك داره بخرند
به همين خاطر شركت هاي مشهور هر چند وقت يك بار براي به دست آوردن دل اين گونه مشتريان وفادار محصول جديدي را توليد مي كنند. حتي بعضي جنس با كيفيت پايين تر ره به خاطر ماركش ترجيح مي دهند. در بعضي جاي ها گران پوشي و خريد كالاهاي مارك دار تبديل به امر عادي شده. حتي طبقه متوسط به فكر وسايل مارك دار هستند
موزيك
دوستان نوعي باور غلط فرهنگي موجب شده تا اجناس خارجي با كيفيت تر و بهتر پنداشته شود و حتي اجناس داخلي با كيفيت، گاه با مارك كشورهاي ديگر به نام جنس خارجي فروخته شود. گويا استفاده از كالاهاي خارجي و مارك دار به فرهنگي فرا گير تبديل شده است. بسياري از خياط ها پيراهن و پتلون مي دوزند و يك مارك خارجي به آنها مي چسپانند و به نام دوخت خارجي عرضه مي كنند. به نظر مي رسد همه چيز به مارك خلاصه مي شود. به نظر شما آيا لباسي كه به قول سعدي نشان آدميت نيست نياز مند مارك مشهور در بالاي جيب آن است؟ ظاهرا اين روز ها ملاك شهرت بعضي ها مارك ها هستند. در حاليكه سعدي گفته:
تن آدمي شريف است به جان آدميت
نه همين لباس زيباست نشان آدميت
جاده جوانی
نویسنده: بینش
تهیه: آقای موحد
بنام او که سر چشمه مهربانی است
موزیک
دوستان جوان بهترین سلام ها و بهترین درود ها ره در این عصر زیبا تقدیم تان می کنیم و آرزو می کنیم که پنجره رو به دوستی ها روز به روز باز و بازتر شوه.
موزیک
دلچسب ترین لحظه های ما لحظه هایی است که در جمع صمیمی و خوب شما استیم. ای جمع ره حضور شما تکمیل می کنه. با حضور سبز خود در سفر چهل و پنچ دقه ای امروز به ما منت بانین و همراه ما تا پایان برنامه باشین
موزیک
با شما بودن به ما انرژی می ته مثل همیشه و ما استقبال می کنیم از گپ های خوب تان مثل همیشه. پس بگویین گپ های دل خوده مثل همیشه. گوش به زنگ استیم دوستان. ما ره منتظر نمانین زیاد.
موزیک
راستی موضوع ره که می دانین؟ صحیح اس تبلیغ و تبلیغات. یاد تان است که گفتیم ما در معرض تبلیغات مستقیم و غیر مستقیم استیم. بعضی از تبلیغات مفید است اما بعضی های دیگه مسموم کننده و مخرب. البته ای تبلیغات هم با شیوه های مختلفی انجام می شه. امروز ماسعی می کنیم از شیوه های تبلیغ و بهترین شیوه برای تبلیغ و تبلیغات گپ بزنیم.
موزیک
دوستان شیوه های تبلیغ بسیار متفاوت اس. یکی سخنرانی می کنه. یکی شعر میگه. یکی داستان می نویسه. یکی فلم می سازه. یکی از طریق عکس و پوستر حرف خوده می زنه و یکی هم از راه همایش و گرد هم آیی. هرکس هم سعی می کنه بهترین روش ره بر گزینه.
حالی بهترین روشهای تبلیغ چه ویژگیهایی داره. شما وقتی می خواهین از مبانی فکری خود تبلیغ کنین چه کار می کنین یک مبلغ که می خواهه در نشر و گسترش معارف دینی تبلبغ کنه چه خصوصیاتی ره باید در نظر بگیره؟
موزیک
وقتی به زندگی بزرگان دینی ره ورق می زنیم متوجه می شیم که مؤثرترین روش اونا در عرصه تبلیغ، تبلیغ عملی بود. یعنی اونا تجسم عالی ارزشهای انسانی بودن. اونا به خوبی می دانستن که قرآن کریم کسایی ره که از خوبیها گپ می زنن اما خود به اوعمل نمی کنن نکوهش کده. در سوره صف آیه یک و دو آمد:
ای کسانی که ایمان آوردهاید چرا چیزی را که انجام نمیدهید به مردم میگوئید در نزد خداوند مبغوض و گناه بزرگ است که کاری را که خود انجام نمیدهید به دیگران بگوئید».
موزیک
اخلاق پیامبر(ص) تأثیری اساسی در جذب دلهای آماده به سوی اسلام داشت ای رفتار بود که دشمنان کینه توزه تبدیل به دوستان صمیمی و دوستانه عاشق بیقرار حضرت میساخت، رفتار حضرت با مردم متواضعانه و همراه با ادب بود و احترام بود. محبت حضرت به همگان بویژه کودکان زبانزد بود. حضرت امتیاز ویژه برای خود قائل نبود. اینا جلوه هائی از رفتار پیامبر است که بهترین و تأثیر پذیرترین شیوه تبلیغ می باشه و همی تبلیغ هم سبب شد که اسلام در کمترین زمان گسترش بیابه.
موزیک
وقتی ما و شما مودبانه با کسی حرف می زنیم، به او شخصیت می تیم و در نظر می گیریم که او ناراحت نشوه، حرف ما بیشتر مورد قبول واقع می شه. وقتی به طور غیر مستقیم حرف خوده می زنیم با استقبال بیشتر مواجه می شه. کسی که دست اندر کار تبلیغ اس، نمی تانه با درشتی و با تندی حرف و اندیشه خوده به دیگرا بقبولانه او باید در نظر بگیره که اگه ادب و نزاکته رعایت نکنه هیچ توفیقی نخواهد داشت. شاید به همی لحاظ است که حضرت علی(ع) می فرماید: کمال انسان به ادب اوست» پیش ارباب خرد مایه ایمان ادب است لاجرم پیشه مردان سخن دان ادب است
موزیک
نمونه زیبایی از تبلیغ مودبانه را در حکایتی از امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) مشاهده می کنیم؛
حضرت امام حسن و امام حسین(ع) بر پیرمردی گذر کردند که مشغول وضو گرفتن بود اما خوب وضوء نمیگرفت، بجای آنکه او را مورد انتقاد قرار دهند با هم به کشمکش (ظاهری) پرداختند و درباره وضوی خویش گفتگو کردند آمدند سراغ پیرمرد گفتند ما دونفر وضو میگیریم تو داور باش و بگو که وضوی کدامیک از ما درست است سپس هر دو وضوء گرفتند پیرمرد مطلب را فهمید، گفت:
شما هر دو خوب وضوء گرفتید ولکن این پیرمرد نادان وضویش درست نبود و هم اکنون از شما دو نفر آموخت و بدست شما توبه کرد و از برکت و شفقتی که بر امت جد خود دارید برخوردار گردید.
موزیک
تنوع در شیوه های تبلیغ ره ما و شما مشاه می کنیم. هر شیوه ممکن است در زمان و مکان خاصی جواب بته یا ذایقه مخاطب با شیوه خاصی همخوانی داشته باشه . پس برای تبلیغ لازم اس که شیوه های مختلف ره مورد امتحان قرار داد بزرگان برای دعوت مردم به خدا از همه ابزارهای مفید و جذّاب بهره میگرفتن گاه موعظه داشتن، گاه خطابه میخواندن و گاه شعر میسرودن و شاعران متعهد را مورد تشویق قرار میدادن. تشویق شاعران متعهد در سیره بزرگان به معنای استفاده از هنر در تبلیغ دین است پیامبر اکرم(ص) به شاعران متعهد بهاء میداد و آنا ره تشویق میکرد که شعر مذهبی بسراین
موزیک
همراهان!
ای روز ها بازار تبلیغات حسابی داغ اس و هرکس می خواهه تا تنور داغ است نان خوده بچسبانه و می خواهه که مردم به او گرایش پیدا کنن. کاندیدا ها به روشنی می دانن که مردم به عمل کرد ها رای می تن، به برنامه ها رای می تن به همی خاطر تبلیغات باید تا می تانه در جهت معرفی برنامه های کاندیدا ها باشه. خراب کدن دیگه کاندیدا ها بر ای که خوده معرفی کنن قطعا جواب نمی ته. تبلیغات منفی علیه رقیب تا به هر قسمی شده او ره از میدان خارج کنن راه نادرستی اس. کسی که تبلیغ می کنه باید خود به او حرفایی که می زنه عمل کنه چرا که تبلیغ عملی بهترین شیوه اس
موزیک
آهنگ زندگی
نویسنده: بینش تهیه: خانم امیری تاریخ پخش: شنبه 27/4/88
بنام او که خانواده را کانو مهر و محبت قرار داد.
موزیک
خانواده های عزیز، پدرهای زحمت کش، مادر های مهربان سلام
موزیک
سلام به شما که با هدف حرکت می کنین و آهنگ زندگی خوده با هدف های زیبا دلنشین ترین آهنگ می سازین
موزیک
امروز سالروز شهادت امام خوبی ها حضرت امام موسی کاظم است تسلیت می گیم به همه شما که به او عشق می ورزین و فضای خانواده خوده بر سیره او نزدیک می سازین
موزیک
امام موسی کاظم(ع) می فرمایند: خشم کلید هر بدی است. از ویژگیهای اخلاقی آن امام همام ای بود که خشم خوده فرو می خوردن و احساسات و ناراحتی های خوده کنترل می کردن به همین خاطر به کاظم مشهور شدن. اگه خانواده ها با دانستن ای که خشم کلید هر بدی است، بتانن خشم خوده کنترل کنن، می تانن فضایی خانواده ره به فضایی لبریز از عشق و مودت تبدیل کنن. عصبیت ها و خشم های نا به جا در کانون گرم خانواده مشکلات زیادی ره ایجاد می کنه. عصبیت هایی که موجب می شه شتاب زده اعضای خانواده دست به کارهایی بزنن که جز پشیمانی حاصلی نداره. امام کاظم در مورد شتاب زدگی هم می فرماین: شتاب زدگی از جهالت و نادانی است.
موزیک
پدر که از خانه می برایه هدفش ایس که رزق حلال بر خانوادش ببره. مادر که در زحمت می کشه هدفش ایس که فضای خانه ره فضای آرام و امن بر همسر و فرزندایش بسازه. جوان که از دواج می کنه هدفش ایس خانواده ای تشکیل بته و در اونجه به آرامش برسه و در سایه زندگی مشترک به اهدافی بزرگی که داره برسه و کمال پیدا کنه.
ای گپاره زدیم که بگوییم ای هفته درباره هدف گپ می زنیم.
می زنیم
حتما شما در زندگی خود هدف دارین و آثار و نتایج شه هم دیدین. ما و شما هر کاری که می کنیم هدفی ره از او کار دنبال می کنیم. اگه قدم می زنیم، اگه چکر می ریم، اگه کتاب می خوانیم، اگه اولادای خوده کرس می فرستیم، اگه مهمانی ترتیب می تیم، اگه به همسایه خود سر می زنیم، اگه خانه خوده جارو می کنیم، از همه ای کارها هدفی ره دنبال می کنیم. اما هدفی که ما از او گپ می زنیم اهدافی نیس که با ای کارا دنبالش استیم. هدفی که ما می گیم، کلان اس و همه اهداف دیگه ره تحت تأثیر قرار می ته. هدفی که ما می گیم به زندگی ما معنا می بخشه و تمام رفتار و گفتار و پندارهای ما بر او اساس تنظیم میشه. هدف که ما می گیم صحیح زندگی کدن است. یکی از بزرگان دعا کرده بود که خدایا به من چگونه زیستن را بیاموز چگونه مردن را خواهم آموخت.
موزیک
اهداف خرد و کلان ما تأثیرات خوده در همه زندگی ما نشان می ته. اگه پر شور و پر انرژی کار می کنیم به خاطر هدفی اس که دنبال می کنیم. کسی که می خواهه سطح خانواده خوده از لحاظ علمی بالا ببره، هیجان و شور داره، کسی که می خواهه در کانکور قبول شوه با شوق وصف ناپذیری درس می خوانه. هدف به آدم انرژی می ته. اوره از بی خودی و سر درگمی نجات می ته. کسی که هدف نداره نمی دانه چه کار کنه. گاهی بر شما هم شاید پیش آمده باشه که بر ساعت خاصی برنامه ای نداشتین. در او ساعت که نمی دانستین چه کار کنین، آیا سر در گم و گنگس به نظر نمی رسیدین؟ آیا در او لحظه ها از همه وقت کده بی حوصله نبودین؟
موزیک
بزرگان می گن هدف رنگ دیگه ای به زندگی می بخشه. شما دکوراسیون خانه ره عوض می کنین با ای هدف که همسر تانه خوشحال کنین. بر همسر تان تحفه می خرین تا نشان بتین که دوستش دارین. به حرفای همسر تان خوب گوش می تین چون می خواهین گپهایشه خوب بفامین. گاهی از موضع خود کوتاه می آیین چون می خواهین زندگی خوده حفظ کنین. آیا ای هدف های قشنگ به زندگی رنگ دیگه ای نمی بخشه؟ قطعا همی قسم اس. پس حرفای حکیمانه بزرگان واقعا حکیمانه استن.
موزیک
تکت شما مال کجاس؟ شما کجا قصد سفر دارین؟ ای که بدانیم هدف ما کجاس و اونجه چه شرایطی داره بهتر برنامه ریزی می کنیم. شما بر رسیدن به هدف نخست باید مقدمات سفر خوده آماده کنین. چه وسایلی در ای سفر لازم دارین با چه وسیله ای سفر کنین؟ سفر چقه وطول می کشه؟ شب می رسین یا روز؟ و در اونجه که سفر می کنین چه موقعیت داره و شما باید چگونه اونجه سپری کنین؟ در اونجه چه کارهایی دارین. شما با دانستن ای اطلاعات بیگ سفر خوده بسته می کنین. پس وقت هدف مشخص باشه و شما بدانین که تکت شما مال کجاس بر رسیدن به او هدف بهتر برنامه ریزی می کنین. هدف مندی ای ره هم می آموزه که منظم باشیم. چون اگه دیر به اتوبوس و یا طیاره برسیم قطعا از سفر باز می مانیم. نگفتین تکت شما مال کجاس؟
موزیک
می فامین یک هدف خوب به آدم شوق و انگیزه می ته. به آدم انرژی مثبت می ته. شما گاهی که به یک هدف خوب فکر می کنین از شدت شوق خواب تان نمی بره. آرزو می کنین که زود صبح شوه و شما به دنبال او کار برین. کسایی که می خواستن به مراتب بالای علمی برسن، شو ها تا صبح چشم به هم نمی ماندن، ایقه غرق درس می شدن که زمانه احساس نمی کدن. در کانون گرم خانواده هم اهداف خوب شوق انگیز استن. شما وقتی می خواهین زندگی تان پیشرفت کنه، و به موفقیت های زندگی فکر می کنین، بر انجام کارهای که شما ره به اهداف تان نزدیک می سازه لحظه شماری می کنین. اهداف خوب از درون آدمه وادار به کار می کنه.
موزیک
اهداف خوب اهداف دور از دسترس نیستن. بعضی ها به دنبال هدفهایی استن که رسیدن به او نا محال اس یا ای که تحت شرایط فعلی محال است. ای هدف ها بر کسی که هدف مند زندگی می کنه اگر چه هدفهای بلند هم باشه اهداف خوب نیس. ما تلاش می کنیم که نتیجه تلاش خوده ببینیم. وقتی که می دانیم بعضی از هدف ها تنها وقت تلف کدن، انرژی مصرف کدن و بیهوده کوشیدن اس، اگه بازم به دنبال تحققش باشیم یعنی ای که هدف مند زندگی نمی کنیم. یکی از ویژگی های هدف خوب ایس که در کوتاه مدت یا دراز مدت نتیجه شه ببینیم. مثلا ای که ما ای هدف ره دنبال کنیم که حرف خوده در خانواده یا اجتماع به کرسی بشانیم ای یک هدف خوب نیس. اما اگه تلاش کنیم که حرف همدیگره بفامیم، ای یک هدف خوب اس
موزیک
یک هدف خوب هماهنگ با جریان هستی اس. قانون طبیعت و قانون های الهی در همو راستا تنظیم شده ان. ای که شما تصمیم بگیرین حقوق همسر خوده رعات کنین، ای با قانون الهی هماهنگ اس. ای که شما تصمیم بگیرین از ای باد با همسایگان خود رفتار خوب داشته باشین ای یک هدف خوب اس و دستورات دینی ما هم به او تأکید می کنه. ای که شما تصمیم بگیرین خطاهای خوده جبران کنین و ای توانایی ره در خود ببینین که به طرف مقابل خود بگویین ببخشین ،یک هدف خوب اس و ای که شما واژه تشکره تنها بر دیگرا استفاده نکنین بلکه بر اعضای خانواده خود هم به کار ببرین هم یک هدف خوب اس ای هدفها در راستای جریان هستی اس
موزیک
و اما گپ پایانی ما اگه هدف های خوب در زندگی تان دارین، خودتان نقش تمبر ره بازی کنین. یعنی مثل تمبر باشین و تا به مقصد نرسیدین نامه ره رها نکنین
موزیک
جاده جوانی
نویسنده: بینش
تهیه آقای موحد
تاریخ پخش: 25/4/88
همه آغاز ها از توست ای بهترین سرآغاز! به نام تو که بنده نوازی.
موزیک
سلام کلید باغ دوستی هاست
سلام می کنیم به شما که با ما در فضای محبت و همدلی قرار دارین
سلام مردم خوب افغانستان، سلام جوانان برومند ای خاک عزیز، سلام سلام سلام
موزیک
اینجه جادی جوانی اس گوش کو چه می شنوی! ترنم مستانه باران نیس، شر شر عاشقانه جویباران نیس، زمزمه دوستانه یاران اس. یارانی که احساسات جوانی خوده به پای تعهد و وفاداری نسبت به هم می ریزن. یارانی که دست عقل و احساس ره به هم داده ان و از هردو به حیث بال پرواز استفاده می کنن. خوشحالیم که ما هم در ای جمع استیم در کنار شما خوبان.
موزیک
چقدر صدای شما شیرین اس. چقدر صدای شما خوب اس و قتی بی تکلف حرفای خوده می زنین، وقتی خودمانی و بی پرده از ما انتقاد می کنین و نظر ها و پیشنهادات خوده می گین. شاید از بهترین خاطرات ما ای باشه که گوشک تلفن ره بر می داریم و به تلفن شما جواب می تیم قطعا از بهترین لحظه های ما هم اس. دوستان ما همچنان گوش به زنگ استیم
موزیک
خیلی ها ره بد بخت ساخته، جوانهای زیادی ره به تباهی کشانده و خانواده های زیادی ره از هم پاشانده اس. که ایقه قدرت داره؟ درست اس اعتیاد. متأسفانه خانواده های زیادی دچار ای معضل استن و جوانهای زیادی یخن خوده به دست اعتیاد داده ان و حالی مانده ان که چه قسمی از چنگش خلاص شون. در روزهای گذشته از برخی عواملی که در بروز اعتیاد موثر استن یاد کدیم ، از موثر ترین ای عوامل می توان به گروه هم سالان اشاره کد که محور بحث امروز ما اس.
موزیک
دوست به رنگ دوست خود در می آیه. دوست از دوست خود تأثیر می پذیره. دوست خوده همرنگ دوست خود می سازه. ای همرنگی ره در همه جا می بینیم. در شکل کالا پوشیدن، در نوع حرکات، در نوع حرف زدن و حتی در تکیه کلامهایی که استفاده می کنن. بهترین الگوی یک جوان دوستش اس. اوقه که گپ اوره قبول داره و می پذیره گپ دیگه کس ره نمی پذیره. حتی چشم بسته گپهای دوست خوده قبول می کنه. چون اوره باور داره. به همی خاطر است که امام علی(ع) می فرمایند: «دوست داشتن چیزی آدم را کور و کر می سازد.» انمی چشم بسته قبول کدن هاس که سبب سقوط های نوجوانان و جوانان می شه. انمی اعتماد زیاد اس که می بینیم بعضی از جوانان از جاده اصلی فاصله گرفته ان. تأثیر دوستان وهمسالان و چشم بسته اعتماد کدن به اونا سبب شده که بسیاری از جوانان عملی شون. یکی از نتایج همرنگی با دوست انمی دچار اعتیاد شدن اس.
موزیک
که اولین دفه به تو سیگرت تعارف کد؟ که اولین دفه توره گفت: می ترسی اشتوک استی و دانت بوی شیر می ته و با گپش تحریکت کد که سیگرت بکشی؟ که توره گفت اگه یک دفه مواد بکشی تأثیر نداره، بیا امتحان کو؟ که اولین دفه گفت: تو دگه بزرگ شدی و باید نشان بتی که بزرگ شدی؟ که توره دعوت که به مهمانی بری که ده اونجه رقم رقم آدم می آین و رقم رقم مواد می کشن؟ همی سوالهاره اگه از جوانایی که متأسفانه گرفتار اعتیاد شده پرسان کنی چند درصد می گن: دوستایم، رفیقهای صمیمیم، اونایی که بر شان اعتماد داشتم؟ ای در صد بالایی که دوستای خوده در معتاد شدن خود گناه کار می دانن معمولا توصیه می کنن که د انتخاب دوست دقت کنین و اطراف دوستای ناباب نچرخین.
موزیک
یاد تان اس که یاد آوری کدیم اونایی که در کار خرید و فروش مواد استن مثل یک شکارچی در کمین شکار استن. اونا مدتها طعمه خوده زیر نظر می گیرن و سعی می کنن نقاط ضعف و قوتشه پیدا کنن. اونا بیشتر به سراغ کسایی می رن که دچار مشکلاتی در خانه استن و به طریقی می خواهن از او مشکلات دوری کنن. اونا به سراغ کسایی می رن که در خانواده دچار فقر عاطفی شده ان. اونا خوب بلد استن که با چه زبانی با ای قسم جوانان گپ بزنن و اوناره با خود همراه سازن. اونا زبان ای قسم جوانان را خوب می فامن و به زبان خود شان گپ می زنن. اونا تا می تانن محبت می کنن تا بتانن اعتماد ای جوانان ره جلب کنن. در وهله اول شاید با مقاومت رو به رو شون اما کم کم محبت شان تأثیر می گذاره و جوانان تسلیم اونا می شن.
موزیک
نسیم شمال گفته آنچه شیران را کند روبه مزاج احتیاج است احتیاج است احتیاج
ما هم می گیم
آنچه شیری را کشد سوی مواد اعتماد است اعتماد است اعتماد
اعتماد به دو معنا. یک اعتماد بیش از حد به دوستان وهمسالان. معمولا زیاد تر، جوانان صمیمیت ره با اعتماد اشتباه می گیرن. اعتماد یک چیز اس و صمیمیت یک چیز دگه. ما تا می تانیم باید با دوست خود صمیمی باشیم. تا می تانیم باید برش محبت کنیم اما مجاز نیستیم صد فی صد به او اعتماد کنیم، تمام راز های خوده به او بگوییم و بین ما و او حریمی نباشه. بعضی حتی فکر نمی کنن که دوستان به ظاهر صمیمی شان برشان دام پهن کنن ولی بعضی از دوستای ناباب ای کاره می کنن.
دوم اعتماد بیش از حد به خود اس. ای که مه معتاد نمی شم. ای که مه اراده ام قوی اس. اگه معتاد هم شوم با اراده ای قوی که دارم می تانم ترک کنم. انمی اعتماد کاذب به خود اس که سبب می شه بعد از مدتی شیر هایی ره در قفس اعتیاد ببینیم که هیچ تصورشه هم نمی کدیم.
موزیک
نوجوانان و جوانان خیلی کنجکاو استن. ای کنجکاوی در زمینه علمی و تحقیقاتی می تانه منشأ تحولات و انقلاب های فکری و نرم افزاری شوه، اما ای کنجکاوی در موارد زیادی کار دست آدم می ته. تعدادی از جوانان و نوجوانانی که در مجالس دوستانه و یا مهمانی های دوستانه شرکت می کنن و در اونجه از رقم رقم بد و بلاها کشیده می شه، حس کنجکاوی شان گل می کنه و تحریک می شن که بر یک دفه هم که شده مثل دوستان و همسالان خود تجربه کشیدن مواده کسب کنن. البته تحریک همسالان و تعارف کدن مواد و گفتن جمله های تحریک آمیز هم تأثیر خاص خوده می مانه. مثل ای جمله ها؛ بگی، ببی که چقه هیجان داره. بگی بچیش ده یک دفه که آدم معتاد نمی شه. بگی بابیت اینجه نیس، که ایقه ازش می ترسی. دل دل نکو . دل شیر نداری سفر عشق مرو و ای قسم گپا. بعد از مدتی جوان می بینه که دندان هایش می خاره و بدنش یک دردی خاصی ره حس می کنه. او معتاد شده ، خودش هم خبر نداره.
موزیک
اگه می خواهی نشان بتی که کلان شدی، آیا راهش سیگرت کشیدن اس؟ آیا راهش ایس که با آدمهای عجیب و غریب راه بری و از جیبت قوطی سیگرت و نصوار پیدا شوه؟ باور کو نی سیگرت به آدم شخصیت می ته و نی اونایی که میگن ای قسمی خوده نشان بتی شخصیت قابل احترامی دارن. پدر های سیگرتی وقتی دیده ان جوانشان پتکی سیگرت می کشه در ای که با قفاق اوره تنبیه کنن تردیدی نکدن و سپس گفته ان که ای کاش یک کسی بودی و مره انمی تو می زد که سون سیگرت نمی رفتم. دوستان! گرگها د جامعه زیاد استن. بعضی از اونا در بین همسالان شما استن و شاید طرح دوستی هم با شما ریخته باشن پس مراقب باشین. اگه می خواهی نشان بتی که کلان شدی، کارهای کلان انجام بتی. نشان بتی که می تانی در زمینه های سازندگی می شه به بازوان تو جوان اعتماد کد. نشان بتی که با همت تو می شه از بحران های مثل تروریسم و قاچاق مواد مخدر خلاص شد.
موزیک
ایستگاه اول
بنام او که پناگاهی جز آغوش رحمتش نداریم. دوستان جوان سلام. بخش ایستگاه اول را می شنوید. معمولا حرف اول را در ایستگاه اول می زنیم. بعضی حرف اول و آخر را در ایستگاه اول زندگی می زنند. اینجا کسی جز تو نمی فهمد زبانم را عنوان نامه ایست از یوسف جان قاسمی که در ایستگاه اول تقدیم تان می کنیم
موزیک
با سلام به شما دوستان جوان شما که فکر می کنم زبان مرا می فهمید.
وقتی من با تو درگیری دارم یعنی اینکه با هم تفاهم نداریم. این درگیری را ما و شما در همه جا می بینیم. گاهی این در گیری بر سر مسایل بسیار جزئی و بی ارزش است. گاهی به خاطر سوء برداشت از گپ هم دیگر. کشور عزیز افغانستان به خاطر همین مسأله سالها نامردمی ها دید، آنهم از فرزندان خودش. فرزندانی که گپ هم را خوب تعبیر نمی کردند و سعی می کردند زبان هم را نفهمند و به خواسته های خود از طریق دشوار ترین راه یعنی جنگ و برخورد فیزیکی پای بفشارند.
دوستان جوان اینکه گاهی ما گپ هم دیگر را نمی فهمیم، یک قاعده کلی است. در خانواده ها هم دیده می شود و پدر و مادر های زیادی هستند که از درک جوان خود عاجز هستند. چون سعی نکرده اند زبان او را بفهمند و به زبان خودش با او حرف بزنند. همین که ما به خواسته های هم اهمیت نمی دهیم ما را به بن بست می کشاند. وقتی به خواسته های هم توجه نمی کنیم، طرف مقابل سعی می کند به طریقی این توجه ما را جلب کند. حتی اگر شده با خشونت می خواهد به ما خواسته های خودش را تفهیم کند اما ما در مقابل به جای اینکه زبان او را بفهمیم و این خشونت را کنترل کنیم به زبان دیگری با او صحبت می کنیم. یعنی سعی می کنیم ما هم خواسته های خود را با خشونت تفهیم کنیم. این می شود که اصطکاک ها زیاد شده و ما سخت ترین زبان را برای تفهیم هم انتخاب می کنیم.
دوستان جوان! آیا تلاش کرده اید که زبان هم را بفهمید. آیا مسوولان زبان شما را می فهمند. آیا شما زبان آن ها را می فهمید. درست است که ما به یک زبان حرف می زنیم و متوجه حرف هم می شویم. اما اینکه برای مشکلات هم تلاش نمی کنیم. یک دلیلش این است که زبان هم را نمی فهمیم. چون مشکلات هم را درک نمی کنیم. این ضرب المثل مشهور حتما یاد تان است که سواره از حال پیاده خبر ندارد. امید واریم که مسوولان از دل مردم با خبر شوند و زبان آن ها را بفهمند.