جاده جوانی
نویسنده: بینش
تهیه: موحد
پخش: 21 دلو 88
..............
با نام و یاد تو ای کسی که نامت کلید گنجینه معرفت است.
موزیک
فرمود پیمبر که با هر صلوات
در های اجابت دعا باز شود
باهم زمزمه می کنیم: «اللهم صل علی محمد و آل محمد»
موزیک
دوستان جوان! با یک سلام دگه محبت ها و احساس های خالصانه خوده نثار تان می کنیم.
موزیک
سلام به شما که پای برنامه خودتان شیشتین.
موزیک
اینجه جاده جوانی اس و شمیم مهربانی می وزه شما هم با ما همسفر شوین
موزیک
ای ایام یاد آور خاطره های خوش، از روز های پیروزی انقلاب اسلامی ایران اس. دهه فجر بر شما هم مبارک
موزیک
می دانیم که رفیق نیمه راه نیستین و تا پایان جاده با ما می آیین. اما ما می خواهیم حضور شما ره هم احساس کنیم. پس زنگ بزنین.
موزیک
تلفنها
موزیک
............
جوان و انقلاب موضوعی هفتگی ماس که بحث امروز ما حول محور «نقش جوان در انقلاب ها» می چرخه.
موزیک
جای پای جوان درهمه جای اس. گاه پر رنگ، گاه کمرنگ. نقش اوناره در تحولات و انقلاب های دنیا کسی نمی تانه انکار کنه. جوان ها حضور دارن و بسیار موثر هم استن. اونا به حیث نیروی فعال و پر انرژی به خدمت گرفته می شن. انرژی و شور و احساسات اونا وقتی با خلاقیت فکری اونا گره می خوره تحولات شتاب می گیره.
موزیک
شما تاریخ انقلاب ها ره ورق بزنین. برین به متن انقلاب های بزرگ دنیا می بینین که جوانها با چه شوری حضور دارن، می جنگن و اهدافی ره که بر شان تاریف شده دنبال می کنن. اما در بسیاری از انقلاب ها جوانان تنها وسیله استن. شما در انقلاب روسیه می بینین که شعار هایی داده می شه به نفع کارگران و کشاورزان. مثلا شعار هایی از قبیل نان صلح و آزادی سر داده می شه که اقشار مختلف بخصوص جوانان ره جذب می کنه ولی پس از پیروزی می بینیم همه چیز در اختیار دولت اس. جوان هم یک وسیله اس.
موزیک
صلح، برابری، آزادی، عدالت از شعار هایی بوده اس که در بسیاری از انقلاب ها جوانان ره جذب خود می کده. جوانان با تمام هیجان هایی که بر تحقق ای شعار ها داشته ان مبارزه می کده ان ولی باد از پیروزی می بینیم که یا اونا به حاشیه رانده می شن یا ای که حضور شان نمادین و تبلیغاتی اس. یعنی پس از او دگه نقش اساسی و کلیدی ندارن، همه چیز در خدمت رهبران انقلاب ها و اهداف اونا قرار می گیره. در حالی که در انقلاب اسلامی ایران رهبر خادم ملت اس و نظام تمام تلاش خوده می کنه که به مردم خدمت کنه.
موزیک
بلی دوستان جوان در انقلابهایی که ماهیت اسلامی ندارن، اگرچه شعار های آزادی و برابری داده می شه ولی جوان خوده آزاد احساس نمی کنه. او بندهای بیشتری ره به دست و پای خود احساس می کنه. اوفکر خوده بیشتر از همیشه در بند می بینه. بسیاری از جوان های امروز غربی شخصیت و هویت خوده له شده می بینن. احساس عزت و کرامت نمی کنن. در حالی که انقلاب اسلامی به جوانان خود اوناره نشان داد و به اونا گفت که خداوند تاج کرامت بر سرتان مانده. به اونا گفت که شما جانشین خدا در زمین استین.
موزیک
یک تفاوت بسیار اساسی دیده می شه بین انقلاب اسلامی ایران و دگه انقلاب های بزرگ دنیا و او ایس که در انقلاب اسلامی بین رهبر و مردم بخصوص جوانان رابطه قلبی وجود داره. جوانان به رهبر خویش عشق می ورزن، جان خوده فدا می کنن مثلا شهید احمد رضا احدی که در سال 64 نفر اول کانکور در رشته انتخابی خود شده در دل نوشته های خود نوشته می کنه: رهسپارم با خمینی تا شهادت، اگر چشمهایم را در قصر شیرین از کاسه در آورید، اگر سرم را در کردستان از تنم جدا کنید....
او در وصیت نامه خود هم می نویسد: فقط نگذارید حرف امام بر زمین بماند
موزیک
در انقلاب اسلامی ایران رهبری هم با مردم در ارتباط اس. به اونا عشق می ورزه و خوده خادم اونا می دانه. رهبری انقلاب جوانان ره می شناسه، حضور اوناره ارج می نهه و توجه جدی به اونا داره. در واقع انقلاب ره مدیون اونا می دانه. حضرت امام در مورد نقش جوانان می فرمایند: شما طبقه جوان برومند زاغه نشین بر آن اشخاص کاخ نشین شرافت دارید و شما هستید که اسلام را حفظ کردید.
موزیک
در انقلاب های دگه می بینیم که کم کم بین مسولان و مردم بخصوص جوانان فاصله ایجاد می شه، به قسمی که جوانان دگه حضور چندان در صحنه ندارن. بین اونا شکاف وجود داره. دگه جوان نمی خواهه قربانی اهداف سیاسی رهبران خود شوه. رهبران او انقلاب ها سعی می کنن با نیرنگ ها و چل سیاسی جوانان ره به خدمت بگیرن ولی جوانان وقتی می بینن که در او انقلاب ها عملا هیچ کاره استن و تنها مثل عروسک هایی به دست عروسک گردان ها می باشن، سعی می کنن دگه رابطه با اونا نداشته باشن. در حالی که در انقلاب اسلامی ایران پیوند مسوولان با مردم و جوانان روز به روز عمیق تر می شه. مردم روز به روز اعتماد شان بیشتر شده و ای احساس که انقلاب مال اوناس شدید تر می گرده. به همی خاطر هم در مقابل انواع توطئه ها و ترفندها ایستادگی می کنن.
موزیکی
دوستان جوان انقلاب اسلامی ایران رنگ حسینی داشت. همو شعار هایی که امام حسین علیه السلام می دادن در ای انقلاب پیاده شد. جوانان عزت و آزادگی ره با تمام وجود لمس کدن. جوانان می دیدن که تمام تلاش بزرگان انقلاب ایس که جوانان به جایگاهی که دارن برسن. از همه مهمتر ای که اونا تلاش داشتن که در وجود یک جوان ارزشهای اسلامی پیاده شوه. یک جوان همیشه احساس سر بلندی داشته باشه.
موزیک
در انقلاب اسلامی حضرت علی اکبر فرزند امام حسین علیهماالسلام الگوی جوانان اس. کسی که هم از لحاظ چهره و هم از لحاظ اخلاق شبیه ترین کس به پیامبر(ص) بود. این جمله امام حسین(ع) ره در باره حضرت علی اکبر(ع) شما شنیدین: خدايا! گواه باش جوانى را به ميدان فرستادم كه از نظر جمال و كمال و خلق و خوى، شبيه ترين فرد به رسول تو بود.»
جوانی که الگویش علی اکبر اس سعی می کنه تمام ارزشهاره در وجودش تجلی کنه.
موزیک
انقلاب اسلامی ایران سر چشمه بسیاری از نهضت ها و انقلاب های دگه در زمان ما شده اس. که انقلاب اسلامی افغانستان یک نمونه بسیار بزرگش اس. در انقلاب اسلامی افغانستان هم ای جوانان اس که در متن جریانها قرار دارن، در جبهه ها استن. بلی آ همو روحیه انقلابی جوانان ایرانی این بار در جوانان سلحشور افغانی دیده می شد. اونا با افکار بلند امام خمینی و سایر متفکرین اسلامی آشنا شده و می دانستن که تنها راه نجات مملکت در سایه حضور مردم بخصوص جوانان فراهم خواهد شد.
موزیک
شما دیدین که جوان های انقلابی افغانستان با دست خالی چه روزی بر سر شوری سابق در آورد. نوشته کده ان که یکی از جوان ها با دست خالی تانک شوری ره گرفته بود. جوانان افغانی در اول انقلاب با دست خالی و تنها با نیروی ایمان به میدان شتافتند و با همت بلند خود هم بزرگترین افتخاره که خروج ارتش سرخ و به دنبالش فروپاشی شوروی سابق بود در کار نامه خود ثبت کدن
بلی آ
ذره را تا نبود همت عالی حافظ
طالب چشمه خورشید فروزان نشود
موزیک
جاده جوانی
نویسنده: بینش
تهیه: آقای موحد
پخش: شنبه: 17 دلو 88
...........
با یاد تو ای سرچشمه همه مهربانی ها
موزیک
دوستان جوان سلام عصرانه ما را بپذیرید
موزیک
سلام به همه شما خوبانی که امروز رفیق راه ما استین.
موزیک
عصرتان بخیر و دهه فجر مبارک
موزیک
خوشحالیم که می خواهین تا آخر جاده با ما بیایین.
موزیک
راستی کمر بنده های تانه محکم ببندین
موزیک
جاده جوانی از صدای شما خوبان استقبال می کنه. منتظر تماس های تان استیم.
موزیک
شما می دانین که در ایام مبارک دهه فجر هستیم. در ایام سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران. به همی خاطر موضوع ای هفته ره جوان و انقلاب انتخاب کدیم. یکی از دستاورد های انقلاب اسلامی ایران ای بود که جوان خوده پیدا کد، خوده شناخت و به استعداد و توانایی های خود ایمام آورد. به عبارت دیگه جوان به خویشتن برگشت. بازگشت به خویشتن، محوری اس که امروز دستمایه بحث قرار می تیم
موزیک
شما بازگشت به خویشتن ره چه مانا می کنین؟ درست اس، یعنی دیگه با فرهنگ و تمدن خود احساس غریبی و بیگانگی نکنیم، از فرهنگ خود فاصله نگیریم و برگردیم به دامان فرهنگ و تمدن خود. یعنی دیگه فرهنگ خوده حقیر ندانیم، از هویت خود فرار نکنیم و ایمان بیاریم به ای که در دامان همی فرهنگ یعنی فرهنگ اسلامی می تانیم پیشرفته ترین تمدن ره بسازیم.
موزیک
تو که استی و از کجا؟ اگه نمی دانی که استی و از کجا، اگه هویت خوده پت می کنی و یا ای شجاعت ره نداری که بگویی از کجا استم و اگه احساس حقارت می کنی از ای که بگویی که استم و از کدام شار و مملکت می باشم، مالوم اس که از خودت فرار می کنی، از هویتت می گریزی یا ای که خوده گم کدی. حضرت علی(ع) می فرمایند: تعجب می کنم از کسی که در جست و جوی گمشده اش بر می آید و حال آنکه خود را گم کرده و در جست و جویش بر نمی آید
موزیک
سراب ره شما می شناسین. در تابستان ها دیدین که در صحرا ها و یا جاده ها آب نماهایی دیده می شه. وقتی پیش می رین می بینین آبی در کار نیس. دنیایی غرب بر بعضی ها همی قسمی بوده اس. اونا غرب ره همه چیز دانسته و خوده در مقابلش می باخته ان و تسلیم می شده ان. احساس وابستگی می کده ان. مالوم اس که پیامد های مثل احساس حقارت، خود فروشی و وطن فروشی ره باید انتظار داشت.
موزیک
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
انقلاب اسلامی ایران یک زاویه دید دگه به جوانان نشان داد. به اونا یک عینک دگه داد که به تماشای جهان بپردازه. به اونا یک نقشه گنج دگه داد؛ یک نقشه واقعی. به اونا گفت گنج در خود شما پنهان است. اصلا خود شما گنج استین. شما باید خوده پیدا کنین.
موزیک
این که دنیای غرب و شرق پیشرفت کده قبول، اما تو چرا خوده می بازی؟ تو چرا خوده فراموش می کنی؟ تو چرا خوده گم می کنی؟ تو به فرهنگ تعلق داری که بوعلی سینا، مولانا، فارابی، حافظ، ملاصدرا، خیام غیاث الدین کاشانی شیخ طوسی، خوارزمی و صدها دانشمند دگه از اونجه برخاسته. هیچ می فامی سالها کتاب های همی دانشمندان در دانشگاههای اروپا تدریس می شده. اصلا غربیان نهضت های علمی خوده از اسلام الهام گرفته ان. پس خوده باور کو باور کو که می تانی به بلندترین قله های علمی برسی. امام خمینی می فرمایند: اگر خودی خود را بیابید و یأس را از خود دور سازید و چشمداشت به غیر خود نداشته باشید، در دراز مدت قدرت همه کار و همه چیز و آنچه ...اینان به آن رسیده اند شما هم خواهید رسید.
موزیک
شاید بدانین که غرب بر گسترش فرهنگ خود بزرگ نمایی می کنن. اونا کارهای کوچک خوده بزرگ و چهرهای علمی و فرهنگی خوده بی نظیر جلوه می تن. او قدر به اونا می نازن و کلان شان می کنن که اوناره بر ما و شما به صورت قهرمانان بی بدیل در میارن. مثلا ده ها فیلم می سازند و ده ها رمان می نویسن. وقتی جوانان ما ای فیلم ها ره می بینن و و ای رمان ها ره می خوانن شخصیت های اونا ره قهرمان و الگوی زندگی خود انتخاب می کنن، در حالیکه ما هزاران چهره پر فروغ علمی داریم اما با حیات علمی و آثار شان بیگانه ایم.
موزیک
یک عصر جابر بن حیان. دو عصر خوارزمی . سه عصر رازی. چهار عصر مسعودی. پنج عصر ابوالوفا. شش عصر بیرونی . هفت عصر عمر خیام. جورج سارتن بر ای که عظمت اسلام ره نشان بته ای هفت عصر علمی ره به نام دانشمندان مسلمان نامیده اس. شما چقدر با ای چهره های علمی آشنا استین. انقلاب اسلامی ایران یکی از بزرگترین پیام هایش ای بود که به خود برگردیم، ما پشتوانه علمی مثل ای چهره های بزرگ داریم و باید به اونا افتخار کنیم.
موزیک
شما با فرهنگ غرب چه قسمی برخورد می کنین؟ برخورد آگانه دارین و عناصر خوب ره از او فرهنگ گلچین می کنین یا ای که بر خورد منفعلانه دارین؟ حتما شعار شما هم ایس که تهاجم فرهنگی نه، تبادلی فرهنگی آ. قطعا شما علم و صنعت و تکنولوژی غرب ره مفید می دانین. اما ای ره هم سفارش می کنین که مرعوب صنعت و تکنولوژی غرب نشیم. مثل کسایی نباشیم که پیشرفت ره در ای می دانستن که تماما غربی شویم، زندگی خوده شبیه اونا بسازیم و فرهنگ غربه جانشین فرهنگ خود نماییم. انقلاب اسلامی ایران انمی دیدگاه ره در جوانان و روشنفکران عوض کد.
موزیک
شهید مصطفی چمران ره شما می شناسین. شاید نیایش های عارفانه شه خوانده باشین. در جوانی از جوانانی بود که تلاش می کد خود باوری ره به هم نسلانش القا کنه. او کل نمره هایش بیست بود. در سال دوم دانشگاه یکی از استادان کل محصلان ره مقید می کنه که با نیکتایی سر جلسه امتحان بیاین. او چون نیکتایی ره مظهر فرهنگ بیگانه می دانست، نیکتایی نزد. استاد هم به ای خاطر 2 نمره از او کم کد.
موزیک
نکنه شما هم با دیدن پیشرفت علمی و تکنولوژی غرب قبول کنین که فرهنگ غرب هم بر فرهنگ ما برتری داره. نکنه شما هم به دام تقلید بفتین. شما یک نگاهی به رابطه جوانان و والدین در غرب بکنین، متوجه می شین که اونا چقدر از اصول انسانی فاصله گرفته ان. رابطه اونا بر اساس منافع مادی زیاد تر اس تا مسایل عاطفی. امام خمینی به جوانان انمی مسایل ره به زبان خود شان گفت و انقلابی ره رهبری کد که جوانان نقش بسیار اساسی در او داشتن.
موزیک
باز گشت به خویشتن، یعنی ای که خودما باشیم، با هویت اسلامی. دیگران به ما سلطه فکری نداشته باشن. با فکر دیگران زندگی نکنیم. بر دیگران زندگی نکنیم. بر خود ما زندگی کنیم. خود ما تصمیم بگیریم. فکر فکر خود ما باشه. حرف حرف خود ما باشه. استقلال فکری داشته باشیم از وابستگی فکری که وابستگی در همه زمینه هاس خوده آزاد کنیم. انقلاب اسلامی ایران ای پیام ره به جهان صادر کد که از ای زاویه به دنیای اطراف خود نگاه کنه.
جاده جوانی
نویسنده: بینش
تهیه: آقای موحد
پخش: شنبه دهم دلو 88
..............
ای نسیم اجابت بر کویر خواهش ها، ای خدای آسمان و زمین با نام تو که زینت بخش هر آغازی است.
موزیک
سلام به شما که شور انقلابی دارین؛ شما جوانان غیور و سلحشور
موزیک
سلام به شما که اول از همه در خود تحول ایجاد کدین
موزیک
این برنامه جاده جوانی است و شما صدای جوان ره می شنوین
موزیک
خوش آمدین.
خوشحالیم از ای که رفیق راه ما امروز شما استین.
موزیک
دوست جوان زندگی حلاوت دیگه می گیره با یک آسمان نیایش، یک چمن سجاده، یک پیاله ادبیات، یک غنچه تبسم، بخند که زندگی به تو بخنده.
موزیک
مثل همیشه مشتاق همدلی های تان استیم. پلهای ارتباطی ما را به خاطر بسپارین
موزیک
تلفن ها.....
موزیک
«انقلاب ما انفجار نور بود» ای تعبیر پیرفرزانه جماران از انقلاب اسلامی ایران اس. در آستانه دهه فجر استیم، در آستانه سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بزرگترین تحول قرن. به همی خاطر موضوع ای هفته جاده جوانی ره تحول انتخاب کدیم. محوری که امروز درباره اش بحث می کنیم جوان و تحول در استفاده از ابزار و وسایل و تحول در بهره وری اس.
موزیک
شما به تاریخ انقلاب ایران که نگاه می کنین می بینین که جوانان ای کشور با دست خالی و تنها با تکیه به نیروی ایمان تانستن نظام سلطنتی ره سر نگون کنن. ابزار و امکانات بسیار محدود در اختیار داشتن اما از همان ها به بهترین وجه استفاده می کدن. اونا ماشین های چاپ پیشرفته در اختیار نداشتن ولی اعلامیه های امام خمینی(ره) به تیراژ بسیار بالا تکثیر می شد و انتشار پیدا می کد. او جوانا از امکانات محدودی که داشتن بیشترین استفاده ره کدن و نتیجه شه هم دیدن.
موزیک
مردم افغانستان هم در آغاز انقلاب خویش امکاناتی در اختیار نداشتن، در بسیاری از جای ها مردم با تبر و بیل و سوته و تعداد انگشت شماری با تفنگ های برنو و موش کوش به مقابله با روسها پرداختن. ای نیروی ایمان بود که اوناره وادار می کد، با توجه با دست خالی بودن هراسی از توپ و تانگ دشمن نداشته باشن و با همین امکانات ابتدایی به جنگ روسها و ایادی شان برن. وقتی شما دوستان جوان تاریخ او دوره ها ره ورق می زنین شگفت زده می شین. اما چیزی که اس ایس که مردم سعی می کدن از امکاناتی که دارن با همت بلند و نیروی ایمان بیشترین بهره وری ره از اونا داشته باشن. نتیجه شه چهارده سال باد دیدن که چطو قطعات روسی با شرمندگی افغانستان ره ترک کدن
موزیک
وقتی می گیم تحول در استفاده از ابزار ها و امکانات به ای خاطر اس که متأسفانه بعضی از جوان ها از امکاناتی که دارن یا استفاده نمی کنن یا استفاده سوء می کنن. مثلا همی موبایل. قابلیت های زیادی داره و بر ایس که بتانیم به راحتی با کسایی که می خواهیم ارتباط بر قرار کنیم. اما بعضی از جوانا از سیستیم پیامکش نه بر نشر فرهنگ و معارف و نه بر سرگرمی ها و تفریح های سالم بلکه بر ارسال فکاهی های مبتذل استفاده می کنن یا بر تحقیر دگه اقوام و ملیت ها. یا از سیستیم بلوتوثش سوء استفاده های زیاده می شه که بعضا با آبروی اشخاص بازی شده. به نظر شما اگه بجای ای هزاران پیامکی بی ارزشی که ارسال می شه از ای امکانات در جهت نشر فرهنگ و معارف استفاده شوه و یا پیام های کوتاه پر مغز ارسال شوه. آیا سطح معلومات و اندیشه جوانان و نوجوانان بالاتر نمی ره و زمینه های تحول ره در اونا ایجاد نمی شه؟
موزیک
شما می دانین که اینترنت بزرگترین فن آوری ارتباطی اس. ای پدیده انقلابی در همه عرصه ها ایجاد کده. ای فن آوری در تجزیه و تحلیل داده ها و خدمات رسانی به قدری توان مند اس که شاهد پدیده ای بنام انفجار اطلاعت استیم. میلیون ها کاربر می تانن در طول روز به حجم زیادی از مطالب درست و نادرست دست پیدا کنن. اما از ای ابزار هم متأسفانه بسیاری از جوان ها استفاده صحیح نمی کنن. بعضی ها ساعت ها در اتاق چت با کسایی که هیچ شناختی از هم ندارن تیر می کنن و به هم حرفای می زنن مبادله می کنن که زبان از بیانش شرم داره. بعضی از جوانان هم خوده در دریای از اطلاعات سرگردان می بینن. امواج اطلاعات اوناره به هر طرف می بره.
موزیک
شما دوستان جوان می دانین که امروزه سایت ها و وبلاگهای زیادی طراحی شده ان که که مسایل غیر اخلاقی ره در قالب فیلم ، کارتون، تبلیغات زیان بار و عکس های مستهجن رواج می تن و با ای کار کوشش می کنن فساد و فحشا و گرفتاری های غیر اخلاقی ره مابین جوانان و نوجوانان گسترش بتن. تهاجم علیه فرهنگ و مذهب از ای طریق سرعت بیشتری گرفته اس. متأسفانه بسیاری از جوانان در فضای اینترنت دچار ای سایت های مستهجن می شن و اوقات زیادی در ای سایت ها تلف می کنن.
موزیک
با توجه با گپای که گفته شد، هنوز بسیاری از جوانان و نوجوانان از ابزار های مثل اینترنت صحیح استفاده نمی کنن و ای پدیده هنوز کارکرد اصلی خوده مابین اونا پیدا نکده. به همی خاطر باید یک تحول و انقلاب در استفاده از ای وسیله بوجود بیایه. در ای قسمت همه وظیفه دارن. وظیفه مسوولان و نخبگان صاحبان اندیشه و قلم و مطبوعات و رسانه ها از همه کده سنگین تر اس. یک جوان می تانه با قلم زیبای خود در یک نشریه از پیامد های منفی استفاده نادرست از اینترنت حرف بزنه مثل هزینه های اقتصادی که داره. مثل ضربه های روحی و روانی که به جوان می زنه و افسردگی هایی که به دنبال داره.
مسوولان و دلسوزان می تانن به کمک نشریه ها ،رسانه ها، نوشتن کتاب در ای زمینه راه های چگونگی استفاده درست از فضای اینترنتی ره آموزش بتن.
موزیک
دوستان اگه جوانان از فضای اینترنت صحیح استفاده کنن، درست مثل جوان های انقلابی که از کمترین لحظه ها و کمترین امکانات بیشترین بهره وری ره گرفته ان. باور کنین شاهد تحول عمیق فرهنگی خواهیم بود. اونا می تانن با طراحی های سایت های مذهبی و دینی، در رساندن پیام دین اسلام سهم ویژه ای در گسترش فرهنگ ومعارف دینی داشته باشن.
موزیک
اینترنت یک شاه راه اس. می تانه عرصه مناسبی بر تبادل دانسته های گوناگون علمی در سطح جامعه و جهان باشه. ای ابزار همه کار کرد ها ره در پژوهش های علمی دگر گون کده. بعضی از کشور ها دانشگاههای مجازی تأسیس کده ان و از سراسر دنیا دانشجویان خوده بر می گزینن. ای شاه راه بسیاری از دانش پژوهان و دانش دوستان ره به سوی خود دعوت می کنه. اگه از ای شاه را صحیح استفاده شوه از دگه امکاناتی که داریم صحیح استفاده شوه. از تلویزیون ها از نشریات، از وسایل آزمایشگاهی و دگه چیزهایی که در دست جوانها اس صحیح استفاده شوه. قطعا ما و شما شاهد شکوفای نوجوانان جوانان جامعه خواهیم بود.
موزیک
با توجه به گپ های که زده شد به نظر می رسه که باید یک تحول اساسی در استفاده از ابزارها صورت بگیره. یعنی استفاده به جا و به موقع از امکانات شوه. شاید کمبود امکانات باشه، اما اگه استفاده نادرست از اونا شوه بخش زیادی از همان ها هم کارکرد مثبت نخواهند داشت. اگه شما از تیپ تان صحیح استفاده کنین، از برق تان صحیح استفاده کنین، از فضای مجازی اینترنت صحیح استفاده کنین. او وقت جلو بسیاری از مصارف بیهوده ره هم می گیرین. باید فرهنگ استفاده از ابزارها امکاناتی ره که داریم یاد بگیریم. باید یاد بگیریم که چگونه مصرف خوده به حد اقل برسانیم، ضمن ای که وسیله ما بیشترین بهره وری ره داشته.
موزیک
باید عینک خوده عوض کرد، باید نگاه خوده عوض کد. باید با یک نگاه دیگه به نعمت ها سیل کد. ای که خدا ما را مورد مواخذه قرار می ته که چرا از نعمت هایم به خوبی استفاده نکدی؟ چرا کفران نعمت کدی؟ بلی دوستان باید راه شکر گذاری عملی نعمت هاره پیدا کد. راه شکر گذاری نعمت های خداوند استفاده صحیح از نعمت هاس. می دانیم که شما دوستان قدر نعمت هایی ره که دارین می دانین، می دانیم که شما خوبان شور انقلابی دارین و می خواهین در عرصه های مختلف علمی و فرهنگی که ظاهر میشین موثر باشین راهش ره هم می دانین. تنها گپ ما ایس که
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر اینکه خود تغییر دهند.
موزیک
آهنگ زندگی
نویسنده: علوی
پخش: شنبه دهم دلو 88
............
-بنام آفریننده خوبی ها
-خدای من بی نام تو هیچ آغازی مبارک نیست
موزیک
-سلام به صبح به روشنایی به آیات آشکار خداوند
-و سلام به شما خانواده های عزیز و شنوندگان محترم
موزیک
-دلهای تان گرم، این زمزمه آهنگ زندگی است با یک دنیا امید و آرزو
-صدای ما را از رادیو دری صدای خراسان رضوی مشهد مقدس می شنوین
موزیک
-شاید خانه سرد با بخاری گرم شود اما امکان ندارد که بتوانید زندگی سرد را با بخاری گرم کنید
-آرزو می کنیم زندگی تان از گرمای محبت و دوستی سرشار باشد.
موزیک
-برای تماس با برنامه خودتان، انتقاد و پیشنهاد می تانین با این شماره ها تماس بگیرین
8780001 در مشهد مقدس
0752024067 در کابل
255205 در هرات
....................
آهنگ زندگی
نویسنده: علوی
تهیه: خ بیات
پخش: یک شنبه یازده هم دلو 88
.....
-تنها نامهای خوشایند تو آغاز ها را زیبا می کند
-بسم ا... الرحمن الرحیم
موزیک
-ترو تازه و مهر آلود تقدیم تان باد سلام
-سلام خانواده های محترم، سلام خوبان شنونده، روزتان نیک
موزیک
-آنچه می شنوید آهنگ زندگی است امیدواریم دلنواز باشد
-اینجا رادیو دری صدای خراسان رضوی مشهد مقدس
موزیک
-امروز یک ورق دگه از عمر ما و شماست، امید واراستیم چیزی به غیر از مهربانی و دوستی در او ثبت نشوه.
موزیک
اگه با برنامه خودتان تماس گرفتین باد از کلی تاریف یگان دانه انتقاد هم داشته باشین خوب اس موجب سازندگی می شه. شماره های تماس بابرنامه
8780001 در مشهد مقدس
0752024067 در کابل
255205 در هرات
.................
داستان تمثیلی
نویسنده: محمد علوی
تهیه: خ قربانی
ضبط: یک شنبه 11 دلو 88
پخش: اربعین
............
نقش آفرینان: ابو عامر ، همسر ابو عامر، مرد طلبکار و مرد خدمت کار امام.
افکت: در زدن، صدای شیهه اسب، صدای پا، صدای دور شدن اسپ
نکته: اصل این داستان در کتاب آموزه های اخلاقی- رفتاری شیعه ص 54 موجود است.
نام ها غیر حقیقی و نمایشی است و کمی موضوع داستانی نگاشته شده است.
...........
بنام آفریدگار یگانه هستی
همراهان همیشگی داستان تمثیلی سلام، بسیاری از زندگی های ما می تواند تبدیل به به داستانی شود که گاه سرگرم کننده و گاه خواندنی باشد. اما آنچه از زندگانی بزرگان دینی به ما رسیده است، داستان نیست درس زندگی است.
موزیک
راوی: آفتاب به شدت گرم بود. عرق از سر و روی مرد سرازیر بود. آرا م و با گام های سست به پیش می رفت. آثار خستگی و نومیدی در چهره اس پیدا بود. گاه سرش را بالا می آورد و به سلام رهگذران پاسخ می داد. وقتی کنار نخل رسید، ایستاد. تکیه کرد به نخل. نفسش را بیرون داد.عرق سرد صورتش را پاک کرد. چند روز پیش بود که به ابو ماجد برخورده بود احوال پرسی کرده بود و هنگام خدا حافظی ابو ماجد رو به او کرده بود و گفته بود
ابو ماجد: راستی ابو عامر خدا خیرت بدهد من به آن پولی که قرض داده بودم نیاز دارم.
راوی: او دست و پای خودش را گم کرده بود و من من کنان گفته بود:
ابو عامر: باشد باشد چند روز دیگر خود به حجره ات خواهم آمد و طلبت را تقدیم خواهم کرد.
راوی: ده روز از آن روز گذشت. او امروز هم با دست خالی و دلی ریش و پر تشویش به سمت خانه اش می رفت. مبلغ کمی هم نبود. از طرفی ابو ماجد هم حق داشت. به هر حال پولش را خودش لازم داشت. مرد از نخل جدا شد و آهسته به طرف خانه اش راه افتاد.
موزک
افکت: ابتدا شیهه اسب و سپس در زدن
زن: کیستی ....آمدم....آمدم
ابو ماجد: در را باز کنید.
باز شدن دروازه
طلبکار: سلام خواهر. ابو عامر در خانه است
زن: سلام برادر نه ابو عامر در خانه نیست با او چه کار داشتید
طلبکار: به او بگویید ابو ماجد گفت بدون شک اگر تا فردا قرضش را پس ندهد تنها نخواهم آمد و با خود مأموران حکومتی را نیز خواهم آورد.
زن:(ترس و نگرانی) مأموران!؟
طلبکار: آری. فقط تا فردا وقت دارد
افکت دور شدن اسب به تاخت
موزیک
راوی: وقتی زن در را گشود مرد خسته و زار سلام کرد و بدون اینکه کلمه ای دیگری بگوید به داخل رفت. زن وقتی در را بست با سرعت خود را به شوهر خسته اش رساند. مرد روی حصیر رنگ و رو رفته ای نشسته بود و با دیدن زن با صدای ضعیف گفت:
ابو عامر: قدری آب ....هلاک شدم.
راوی: زن در مشک را باز کرد و کاسه ای آب به مرد داد. مرد آب را سر کشید و بعد هم گفت الحمد الله.
زن: امروز مردی به نام ابو ماجد در پی تو آمده بود.
راوی: رنگ از رخسار مرد پرید. باحسرت آه کشید و زیر لب گفت:
ابو عامر(با خود): حال چه کنم خدایا تو به فریادم برس
زن: آیا این ابو ماجد همانی نیست که پانصد دینار طلب دارد.
ابو عامر: آری خود اوست.
راوی: زن در حالی که سفره رنگ و رو رفته ای را پهن می کرد گفت:
زن: اگر فردا پولش را ندهی با مأمور حکومت خواهد آمد.
راوی: مرد آهی کشید و به فکر فرو رفت. زن وقتی کاسه شیر را روی سفره می گذاشت، گفت:
زن: چرا نمی روی مسجد و از مسلمانان یاری نمی طلبی.
راوی مرد نان خشک را درون شیر فرو برد و با حسرت گفت:
ابو عامر: پانصد دینار! مگر می شود.
راوی: نان را تا نزدیک دهانش برد و پایین آورد. چند بار تکرار کرد
ابو عامر: تا فردا........تا فردا......تا فردا....
راوی: دوباره نان را به دهانش نزدیک کرد. در حالیکه آن را می جوید، ناگهان فکری به خاطرش رسید. با سرعت تمام شروع کرد به خوردن غذا. نان را خورد و کاسه شیر را هم سر کشید. در حالیکه آثار خوشحالی در چهره اش نمایان بود، از جایش بلند شد و به سمت در راه افتاد. زن در حالیکه با تعجب به شوهر نگاه می کرد پرسید
زن: کجا با این همه شتاب
مرد: زود باز خواهم گشت.
موزیک
راوی: در طول راه فکرش به این مشغول بود که چگونه خواسته اش را بیان کند. احساس شرم می کرد. مقابل در خوانه امام حسین(ع) که رسید، ایستاد. چند لحظه دو دل ایستاد. اما وقتی یادش آمد که فقط تا فردا فرصت دارد، کوبه در را به صدا در آورد.
افکت: در زدن
خدمت کار: آمدم .....آمدم.........
افکت: باز شدن در چوبی
خدمت کار: سلام برادر کیستی و چه می خواهی؟
ابو عامر: ابو عامرم آمده ام تا فرزند رسول خدا را ببینم . مشکلی دارم
خدمت کار: قدری درنگ کنید تا من از مولایم اجازه دخول بگیرم
هارپ
افکت: صدای پا که نزدیک می شود
خدمت کار: داخل شوید مولایم شما را می پذیرد
موزیک
راوی: مرد سر از پا نمی شناخت. هراز چندگاهی دست به کمرش می زد و کیسه پول را لمس می کرد. لبخندی از رضایت روی لبش نقس می بست و بعد به راهش ادامه می داد. عابرانی که او و حرکاتش را می دیدند با شگفتی به او نگاه می کردند و گاه می ایستادند و دور شدن او را تماشا می کردند. چنان ذوق زده بود که به هنگان وارد شدن به خانه جواب سوال زن را نداد. زن که از شادمانی مرد متعجب شده بود از او پرسید:
زن: چه شده است گویا از شادمانی در پوست خود نمی گنجی
ابو عامر: به راستی که چنین است. خدایا شکرت . خدایا ترا سپاس
زن: آیا می گویی که چه شده است یا نه؟
مرد: چون به داخل سرای مولایم حسین بن علی رفتم. زبانم یاری نمی کرد خواسته خود را بگویم
زن: چه کردی؟
ابوعامر: فرزند فرزند رسول خدا کاغذ و قلمی دادند و فرمودند برادرم خواسته ات را بنویس
زن: چه نوشتی؟ آیا حقیقت را نوشتی؟
ابوعامر: نوشتم ای فرزند رسول خدا مردی پانصد دینار از من طلب دارد و اصرار می کند بپردازم. با او صحبت کن که مرا تا هنگامی که توانایی بازپرداختش را پیدا کنم مهلت دهد.
زن: فرزند رسول خدا چه فرمودند.
ابوعامر: وقتی نوشته را خواندند، رفتند و چند لحظه بعد با این کیسه باز گشتند و فرمودند ای برادر انصاری در این کیسه هزار دینار است با نیم آن بدهی ات را بده و نیم دیگر را در سایر نیازمندی هایت مصرف کن
زن: آه خدای من. به راستی هزار دینار در این کیسه است.
ابوعامر: آری. آنگاه مولایم حسین(ع) فرمودند نیاز خود را فقط به افراد دیندار، جوانمرد و پاک سرش بگو. چون دیندار به جهت دینش آبروی تو را حفظ می کند و جوانمرد به سبب جوانمردی اش از نا امید ساختن تو حیا می کند و انسان پاک سرشت شرافتش مانع می شود که تو را با دست خالی رد کند. می داند که تو دوست نداری آبرویت ریخته شود.
زن: به راستی که خداوند می داند که رسالتش را در کجا قرار دهد.
ابوعامر: خوب تا دیر نشده است می می روم به حجره ابو ماجد تا قرض خود را باز پس دهم. خدا حافظ
زن: خداوند پشت و پناهت.
پایان
جاده جوانی
نویسنده: بینش
تهیه: آقای موحد
پخش: 6 دلو 88
..........
بنام تو که به ما زندگی هدیه کردی و عشق را
موزیک
سلام با موسیقی ترین واژه اس. از صمیم دل می گیم این مسیقی سلامتی هزار بار تقدیم شما
سلام جوانان غیور سرزمین عزیز افغانستان
موزیک
اله بزنین به جاده، با تمام شور و احساسات. وقتی اینجه صدای پای شما ره احساس می کنیم. می گیم خدا ره شکر جوانان استن و میدان به اونا داده میشه.
موزیک
تو چرا دوست جوان تو چرا از مشکلات می نالی؟ می فامی که مشکلات مثل کپرک های جاده ان، کمی از سرعت تان کم می کنن اما از جاده صاف و هموار بعد از او لذت خواهی برد
موزیک
دل گرمی ما در جاده جوانی شما استین. شما که گهگاهی با صدای گرم تان و یا نامه وایمیل تان به ما انرژی مضاعف می تین. منتظر تماس های تان استیم.
موزیک
تلفن ها
موزیک
مرد میدان کیس؟ درست اس، شما جوانان نیرومند، شما که خستگی ره احساس نمی کنین و ویزای ناامیدی ره به کشور وجود تان صادر نمی کنین. شما یک امتیاز بزرگ دگه هم دارین. او مسوولیت پذیری اس که محور حرفای امروز ماست.
موزیک
جوانی می گفت وقتی چشمم به یک سازمان و شرکت بزرگ می افته و یا می بینم یگان فابریکه بزرگ تأسیس شده با خودم فکر می کنم زمانی شخصی تصمیم بزرگی گرفته و با احساس مسوولیت او ای شرکت و یا فابریکه جور شده. فکر می کنم او مرد میدان بوده که با تمام تلاش و کوشش خود و با تمام کمبود ها و کاستی ها تانسته ای شرکت و یا فابریکه ره به سامان برسانه.
موزیک
بانه شانه کدن ها و از زیر بار مسوولیت شانه خالی کدن ها باعث می شه بسیاری از کار ها به زمین بانه. ای که مه به امید تو و تو به امید مه باشی، مسوولیت در میدان می مانه. پدر به امید پسر جوانش به زمین ها سر نزد و پسر هم فکر کرد که پدرش سر زمین ها رفته. ای شد که زمین های شان در گرما سوخت. ما و شما هم به یاد می آریم کارهایی ره که به امید یک دگه گذاشتیم و بعد ضرر ها و زیان هایش را دیدیم.
موزیک
ای خصلت بسیاری از شما جوانان خوب اس. ای که کاری از دست شما برایه دریغ نمی کنین. نمی گین نمی تانم. نمی گین باشه بر وقت دگه. چرا که مسوولیت او کاره به روی شانه های خود احساس می کنین. مسوولیت پذیری یعنی انمی. بانه نمی کنین کار دارم، در حالی که کاری ندارین. بانه نمی کنین، که چرا به دیگرا واگذار نمی کنین؟ وقتی کار به شما پیشنهاد می شه ای بزرگترین فرصت اس که مسوولیت پذیری خوده نشان بتین. به یاد داشته باشیم به خیلی ها ای فرصت داده نمی شه. کسی که کاره به شما پیشنهاد می کنه می دانه که از عهده کسی دیگری ساخته نیس
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال بنام من دیوانه زدند
موزیک
اگر گویی که بتوانم قدم در نه که بتوانی
اگر گویی که نتوانم برو بنشین که نتوانی
قبول مسوولیت پذیری سخت اس. امانت نگاه داشتن سخت اس. اما ای که بتانی و بخاطر سختی مسوولیت بگویی نه، به نظرت اینجه خیانت نکدی؟ جوانی که می تانه با حضور خودش در یک انجمنی موثر واقع شوه اگه در اونجه نروه آیا خیانت نکده؟
ای که بگویی نمی تانم، با ای عبارت تیشه به ریشه اعتماد به نفس و خود باوری خود می زنی تو جوانی و نیرومند و چشم ها به تو خیره شده. والدین، ملت ، مسوولان به همت مه و تو نگاه می کنن، پس سعی کنیم با مسولیت پذیری شادی ره به اونا هدیه بتیم.
موزیک
کسی که مسوولیت ره قبول می کنه آیا شایسته اس که کار امروز خوده به فردا واگذار کنه؟ مسوولیت به شانه های ما سنگینی می کنه می گیم فردا انجام می تیم، یک وقت دگه، باشه بر یک فرصت دگه. از کجا مالوم که فرصت دیگه ای هم باشه. بسیاری از مردم تمام عمر خوده در جزیره خیالی به نام یک روز دست به کار خواهم شد تیر می کنند. دوست عزیز اگه می خواهی جزیره ره فتح کنی نگو یک روز فتحش می کنم به سوی جزیره پارو بزن.
بیدل چه زیبا گفته: من نمی گویم زیان کن یا به فکر سود
ای ز فرصت بی خبر در هرچه هستی زود باش
موزیک
کاملا صحیح اس کسی احساس مسوولیت می کنه، در حاشیه های امن جاده قدم نمی زنه. می آیه وسط میدان. می زنه به جاده. به قول معروف دل به دریا می زنه. تو جوانی که می تانی در مملکتت موثر باشی، حتما احساس مسوولیت هم می کنی و ای ره می دانی که اگه هریک از مردم احساس مسوولیت کنن و هرکدام بر آبادانی و بازسازی مملکت یک خشت بگذارن بیش از سی میلیون خشت روی هم مانده می شه. چه خوب اس که جوانان عزیز حاشیه امن ره رها کده و به جاده بزنن. بزرگی می گه: کشتی در بندر از امنیت کافی بر خوردار اس اما کشتی بر ای ساخته نشده.
موزیک
شما می دانین که رویاهای بزرگ از انجام مسوولیت های کوچک تحقق می پذیره. کسایی که مرد میدان های بزرگ هستن، یعنی مردان بزرگ یک دفگی بزرگ نشده اند. کسی که یک مدیر توانا در مکتب اس اول از همه یک معلم خوب در اونجه بوده. کسی که یک سنگ کار یا گج کار خوب اس اول یک شاگر گچ کار خوب بوده اس. یک ضرب المثل روسی میگه. عسکری که آرزوی ژنرال شدن ره نداشته باشه به درد نمی خوره. در واقع مرد میدان نیس.
موزیک
دوستان جوان دنیا یک قالین بزرگ اس که هر یک از ما مسوول بافتن بخش کوچکی از او استیم اگه مسوولیت خوده انجام نتیم، اگه با ای تصور باشیم که سهم ما ره کسی دگه می بافه، اگه وظیفه خوده به امید دیگران بانیم معلوم است که گوشه از قالیچه بافته نمی شه و سهم ما می مانه. شما می بینین بسیاری از کشور ها پیشرفت کرده به خاطر که اونا احساس مسوولیت کدن ولی در مورد افغانستان آیا مسوولانش به واقع سهم خوده بافته اند؟
موزیک
ایستگاه اول
بنام خدا دوستان سلام عصرتان بخیر. امروز در ایستگاه اول نامه جوانی را که به پدرش نوشته کرده است می خوانیم. نصرالله جان از غزنی ای نامه را نوشته کرده.
موزیک
اگر از دریچه چشمان من نگاه کنی می بینی که گناه توست پدر! تو اجازه ندادی با حرف زدن مشکلم را برایت بگویم. من هم چاره ای جز ناراحت شدن و قهر شدن نداشتم. اگر از من از دریچه چشمان تو به ماجرا نگاه کنم درمی یابم که گناه من بوده. من در آن لحظه بدون اینکه علت مخالفت تان را بدانم جبهه گرفتم و مدعی شدم که تو ذاتا بامن مخالفی. اما آن وقتی که از هم دلخور شدیم هر دو در سکوت باخود می گفتیم. ای وای عجب کاری کردم بازهم از من رنجید! از همان لحظه هر دوی ما در انتظار یک بهانه برای آشتی بودیم.
پدر جان از زاویه تو پدر نباید از گپش کوتاه بیاید تا فرزند بداند که حرف پدر یک قانون تأیید شده و فراتر از همه قانون هاست.
از زاویه دید من برای فرزند بهترین موقعیت با قهر کردن به دست می اید تا ثابت کند که وجود دارد و نظر هایش مهم است.
پدر جان چیزی از درون ما را از آشتی باز می داشت. اکنون هوا سرد است، رابطه ما هم سرد است. اما هر دو می دانیم که انتهای این سرما یک آغوش گرم است. پدر جان مرا ببخش.
چندک و قتقتک
مسابقه قه قه قه....
نویسنده: بینش
تهیه: موحد
ضبط: 6 دلو 88
................
ای جمله کته کلان که گفته: پلان 25 ساله انکشاف خط آهن تدوین شده است به چه مانا
1. مالوم اس یعنی 25 سال پلان می سنجن که چه قسمی خط آهن مملکتت بیارن
2. مه هم می گم تا 25 سال دیگه تازه پلانش تدوین میشه.
3. به نظر مه یک پلان 25 ساله باد از 25 سال دیگه شروع می شه.
4. هر خط آهنی پلان 25 ساله داره
............
در خبر ها داشتیم که زنی بینی خواهر خود را با دندان کند می شه شما دلیل شه بگویین
1. به خاطر ای که بینی او از بینی خواهرش کلان تر بوده.
2. به نظر مه خواهرش دچار خود بینی شده بوده از ای خاطر خوارش بینی شه کنده.
3. خوارش از خواسته که بینی شه بکنه تا شوهرش رضایت بته که بینی خوده عملیات کنه
4. به مه و تو چه غرض خوارش اس اختیارشه داره بینی شه کنده می کنه. حالی کسی اختیار بینی خواره خوده هم نداره.
...........
ملت می گن: پلان شاروالی نباید شعار باشه به نظر شما چه باید باشه.
1.ملت سیر خورده. شاروالی شعار بته هم زیاد اس.
2.پلان شاروالی باید ای باشه که یگان جای های معینی ره ده گلایی ها کنار سرک و پلها بر همو گدایی گرا جور کنن تا او بیچاره ایقه سر گردان جایی که بشینن نباشن.
3.پلان پلاک دار کدن کراچی هاره بته.
4.پلان پخته کاری سرک پیش خانه کته کلان صاحباره بته.
....................
به نظر شما راست اس که مردم همچنان از روشنای برق محرومند
1. نه بعضی ها از برق سیلی سالها چارچ شده ان.
2. مردم از روشنای محروم نیستن. چون با باتری موتر یگان گروپی ره روشن می کنن.
3. چه گپا که آدم نمی شنوه. بسیاری از مردم سولر دارن و خودشان برق شان ره تامین می کنند پس از روشنایی محروم نیستن.
4. به نظر مه هم ای گپ راس نیس. چون مردم روزا کاملا از روشنایی خورشید استفاده می کنن.
...............
واکنش شما در مورد ای خبر چی اس کاهش قیمت آرد، تیل و طلا در بازار کابل؟
1.قیمت طلا نامده پاییی بلکه آرد و تیل ایقه بالا رفته که با طلا برابری می کنه
2. در بازار کابل چه آرد بگویی چه تیل بگویی چه طلا کلش یکسان اس.
3. در بازار کابل آرد و تیل به قیمت طلا فروخته می شه.
4. مگر به گپ بازار اس. مرد استی برو قیمت کو.
.................
باز سازی زیر بناهای اقتصادی همچنان در فراموشی؟ تحلیل شما چه اس
1. در ای زمان آدم خود شه فراموش می کنه چه برسه به باز سازی زیر بناهای اقتصادی
2. دگه زیر بناها مگر در فراموشی نیستن که تنها از زیر بناهای اقتصادی حرف می زنی
3. سالها اس که نه کسی سراغ زیر بنا ره می گیره و نه رو بناره. بازسازی هم که یک شعار اس
4. تحلیل مه ای اس که همو قسم که دیگه بازسازی دگه زیر بناها به فراموشی رفته باز سازی زیر بناهای اقتصای همچنان در فراموشی باید بره
..............
شنیدین که تعیینات جدید در شاروالی شروع شده
1. مجری جان بچه غریب هرچه تاصیل کده باشه هم اونجه در یگان منصب تعیین نمی شه.
2. تا خسربره و بچه کاکا و بچه مامای شاروال صیب اس دگه دست خوده باید از اونجه بشوییم
3. الا اگه مه ره حیث معاون خود انتخاب کنه چه خواهد شد.
4. مگر تو خسر بره او استی ا؟ مه خو امید وار استم ای تعیینات می تانه موثر باشه. حد اقل ای خواهد شد که مامورای شاروالی پست های کیله ره از سر سرک مابین جویچه می پرتن.
پایان مسابقه.
چندک و قتقتک
استاد شاعر
نویسنده: بینش
تهیه: موحد
ضبط: 6 دلو 88.
مجری: همو قسم که بعضی ها د چوکی جای نمی شن ما هم در پوست خود جای نمی شیم. چرا که حضور استاد شاعر در اینجه پوست ما ره تنگ ساخته. نی نی از خوشحالی زیاد در پوست خود جای نمی شیم. وقت بندش زبان مه آمده و وقت بند زدن قافیه توسط استاد. دگه گپ نمی زنم ای شما و ای هم استاد شاعر.
استاد: هزاران درجن از قافیه مند ترین سلام ها به ملت قافیه پرور تقدیم می کنم امید وارم به کلگی شان برسه و صبا کسی گلایه نکنه که از سلام های قافیه مند استاد به ما نرسید. آرزو می کنم که خر مراد شان در گل قافیه بند نمانه. ای روزا شاید قافیه ملت تنگ به خاطر یخی و گشنگی و ایتو چیزا تیر تنگ باشه. مه به اونا دلداری داده و برشان می گم که خیر اس در عوض د خانهکته کلان صاحب ها هم سوختاکه زیاد اس و هم خوراکه و پوشاکه و ای جای اتفخار اس که ملت از ای بابت تشویش نداشته باشن. باد از او ای روزها سر مرد آیه. هیچ چرت نکنین باز بخیر بهار می آیه و فصل کار و کشت می شه.
مجری: اجازه بتین که شعر رسیده ره بخوانم.
از من بی هنر گوشه نشین می خواهد
کوچ نو قالی نو وضع نوین می خواهد
نه چو سهراب دلیر و نه چو رستم پر زور
بنده را او نه چنان و نه چنین می خواهد
اسکناس صدی و پانصدی و پنجایی
صبح تا شب زمن آن ماه جبین می خواهد
موتر و خانه و باغات و از این دست دگر
در فضا از من دیوانه زمین می خواهد
از پلاتین و طلا حلقه سفارش داده است
از برلیان و ز الماس نگین می خواهد
پول آوردن و تقدیم به خانم کردن
بنده را او فقط از بهر همین می خواهد
موزیک
استاد:حالی دگه مد اس ای که هر روز ملت قالی های خوده عوض کنن. کوچ های خوده عوض کنن. ملتی که همنوایی با ای مد ها نداشته باشه. آنلاین نیس. ملت باید بتانه پیش سیال و ناسیال سر خوده بلند بگیره. بخصوص ببوی اولاتای ملت. وقتی می شینن و باهم قصه می کنن بتانن اونجه مفصلا به شرح و بسط چیز های که نو خریده ان بپردازن و سر شان یک متر بلند تر از دیگران باشه.
مجری: ظاهرا شما با ای گپا بیت اول ره که می گه
از من بی هنر گوشه نشین می خواهد
کوچ نو قالی نو وضع نوین می خواهد
مانا کدین و اما بیت دوم
نه چو سهراب دلیر و نه چو رستم پر زور
بنده را او نه چنان و نه چنین می خواهد
استاد: شعر حکایتی مردی اس که همسرش از او مطالبات و خواسته هایی بسیار معقولانه داره. می گه همی کوچ هاره عوض کو همی قالی ها ره عوض کو همی اثاثیه ها ره عوض کو که مه پیش مثلا شا کوکو و نفس گل بتانم سر خوده بلند بگیرم. بعد می گه که او از مه نمی خواهه که مثل رستم و سهراب پهلوان باشم. ای درخواست بسیار یک درخواست معقولانه اس. او نگفته که رستم و سهراب باش. خواسته های که مطرح شده. یک خواسته های معمولی اس.
مجری: اسکناس صدی و پانصدی و پنجایی
صبح تا شب زمن آن ماه جبین می خواهد
استاد: ای هم توقع زیادی نیس. مه نمی فامم چرا ای شاعر ای قسم توقعات بسیار معمولی ره مطرح می کنه. اگه از او می خواست دور کره زمین کلاغ پر برو یا ماه ره به نامم قواله کو او وخت چه می گفت.
مجری: موتر و باغات و از این دست دگر
در فضا از من دیوانه زمین می خواهد
استاد: ای مطالبات هم مطالبات معمول بین ملت اس. اگه سیاسر ای شاعر ای مطالبات ره داره، باید برش حق بتیم. ای که ای شاعر گلایه می کنه مه بسیار تعجب می کنم. حالی اگه شما به خواستگاری برین و نگویین که ده کره مریخ زمین دارم و شش دانگ او زمین ره به نام همسر می کنم جواب مثبت نمی شنوین. حالی همه در مریخ و دگه کره های ملک خریده. حتی بعضی ها هم آمادگی خوده گرفته که برن زمین های خوده اونجه شخم بزنن و اونجه گندم مندم کشت کنن.
مجری: از پلاتین و طلا حلقه سفارش داده
از برلیان و ز الماس نگین می خواهد
استاد: یک مثل اس که می گه خدای پای چک چک موزه نته. به خیالم ای شاعر یگان کته کلانی اس که نو به پیسه میسه رسیده. نو یاد گرفته که چه قسم چای پولی از ملت بگیره، به همی خاطر مطالبات همسرش سرش سخت تمام می شه. وگرنه همه کته کلانا از پلاتین بر همسر خود حلقه می سازن که نگینش برلیان و الماس و حتی چیز های قیمت تر از ای چیزا اس.
مجری: پول آوردن و تقدیم به خانم کردن
بنده را او فقط از بهر همین می خواهد
استاد: مگر همسرای دگه کته کلانا اوناره بر چه می خواهن؟ یا دگه سیاسرا شوهره بر چه می خواهن؟ بر ای می خواهن که پول بیاره. برش کره و گردنبند و دگه زیور آلات بخره. برش کالا بخره. با موتر اداره چکر ببرش. هر شب که به خانه می آیه، یک تحفه هم خریده بیایه. ای چیز ها که بر کته کلان ها دگه یک چیز عادی و کمتر از عادی شده. مه نمی فامم دگه ای گلایه ها از ببوی اولاتا بر چیس؟ شاید به خاطر بی ترسی باشه. کته کلانی که از سیاسر خو نترسه انمی تو گپا می زنه.
................
...........
یک صبح یک سلام
تنظیم: بینش
پخش: سه شنبه 6 دلو 88
.........
بنام خدا دوستان سلام صبح تان بخیر. طبق معمول سه شنبه ها با سرزدن به سایت ها و وبلاگ های مختلف امروز مطلبی را انتخاب کرده ایم از سایت رهپویان وصال با این عنوان: نقش محرم در پیروزی انقلاب اسلامی ایران با هم بخش هایی از این مطلب را می خوانیم
موزیک
موزیک
انقلاب اسلامی(ایران) پدیده ای بی نظیر میان انقلابهای بزرگ دنیا به شمار می آید. عظمت آن و شکوه حضور یکپارچه مردم برای پی ریزی نظامی الهی، پیش بینی تمامی استراتژیست ها و گزارشگران جهانی و منطقه ای را بر هم زد و آنان را مجبور به کرنش در مقابل انقلاب نمود. قطعا یکی از ویژگی های اصلی انقلاب، رنگ و بوی عاشورایی آن بود که در به هم زدن معادلات به نفع نیروهای انقلابی تاثیری بسزا داشت.
موزیک
ملت ایران در تمامی تحرکات سیاسی فرهنگی خود به نحوی تحت تاثیر پیام عاشورا است و این طبیعی ترین بستر تحولات انقلابی در ایران اسلامی به شمار می آید.
در آغاز نهضت اسلامی ، امام خمینی به عنوان یک رهبر دینی با آگاهی از ظرفیتها و قابلیتهای تشکلهای دینی که توسط خود مردم اداره می شد بر بحث سازماندهی هیات های مذهبی ، استفاده بجا و مناسب از فرصتهای وعظ و سخنرانی و آگاه سازی مردم از طریق منابر در مناسبتهای مذهبی توجه ویژه ای مبذول داشتند. عزیمت روسای هیئات مذهبی به قم و ملاقات با امام خمینی در آستانه رفراندوم فرمایشی ششم بهمن 1341، تحولات بی نظیری را در نحوه و مضمون سخنرانیها و مداحیها در هیئات مذهبی ایجاد کرد.
موزیک
در آستانه محرم 1342 امام خمینی از وعاظ خواست سیاستهای ضد اسلامی شاه و همدستی آن را با اسرائیل مورد انتقاد قرار دهند. ایشان همچنان مقرر کردند که تا روز هفتم محرم مجالس وعظ و عزاداری به طور عادی منعقد گردد و در صورت عدم تسلیم رژیم به خواسته های علما و مراجع ، به شدت از رژیم انتقاد کرده و با خواندن نوحه ها و مرثیه ها خاطره فاجعه مسجد گوهرشاد و مدرسه فیضیه را در اذهان مردم زنده نمایند.
موزیک
امام خمینی طی اعلامیه ای از وعاظ خواستند که بی توجه به تهدیدات شاه، وظایف خود را انجام دهند. ایشان با آگاهی از تاثیر شگرف عاشورا در مبارزه با ظلم و ستم ، در نامه ای به واعظ شهیر حجت الاسلام فلسفی اظهار داشتند: «امروز روزی است که حضرات مبلغین محترم و خطبا معظم ، دین خود را به دین اثبات فرمایند... امروز روزی است که نظر مبارک امام زمان صلوات الله علیه به حضرات مبلغین دوخته شده است .........»
موزیک
در بخش دیگر از این مطلب آمده: رژیم شاه در اقدامی عجولانه در 27 محرم 1398 دی ماه 1356 با درج مقاله ای در روزنامه اطلاعات ، امام خمینی و قیام کنندگان پانزده خرداد را مورد اهانت قرار داد.
عکس العمل مردم و طلاب نسبت به این اقدام رژیم بلافاصله در قالب تظاهرات در قم بروز پیدا کرد. محرم ؛ گسترش انقلاب دو روز بعد در 19 دی ماه در حالی که ماه محرم هنوز به پایان نرسیده بود. رژیم شاه تصور می کرد با سرکوب مردم می تواند موج اعتراضات مردمی را فرو بنشاند. غافل از آنکه ملت عاشورایی ایران با استفاده از فرهنگ عاشورا، دست از مبارزه برنداشته و با تکیه بر تجربیات قبل ، حرکت جدیدی را برای سرنگونی رژیم وابسته به بیگانگان آغاز کرده بودند. امام خمینی طی پیامی ، قیام 29 محرم 1398 را ادامه قیام 15 خرداد 1342 دانست و اقدام رژیم را محکوم کرد.
موزیک
در بخش دیگری از این مقاله می خوانیم
امام خمینی طی پیامی کشتار مردم در اول محرم 1357 را محکوم و ارتباط قیام ملت ایران با حماسه عاشورا را این گونه ترسیم نمود: این ملت ، شیعه بزرگ ترین مرد تاریخ است که با تنی چند، نهضت عظیم عاشورا را بر پا نمود و سلسله اموی را برای ابد در گورستان تاریخ دفن فرمود و به خواست خدای تعالی ، ملت عزیز و پیرو بحق امام علیه السلام ، با خون خود سلسله ابلیسی پهلوی را در قبرستان تاریخ دفن می نماید و پرچم اسلام را در پهنه کشور بلکه کشورها، به اهتزاز درمی آورد.
چندک و قتقتک
نویسنده: علوی
تهیه: آقای موحد
............
دنیای سرچپه؛ این برنامه مردان خانه دار
رحیم: چقه دیر کرد، یک زن برش بزن که کجاس
فرید: پیشتر زنگ زد و گفت که سیاسرش شک کرده، دیرتر می آیه
غفور: با خبر شدین که بر پسر حاج قربان خواستگار پیدا شده
رحیم: رجب خو سن و سالش بالاست فکر نمی کنم دختر جوان به خواستگاریش بره
غفور: قرار شنیدگی یک کمپیر شصت ساله رفته خواستگاری رجب
فرید: فکر نمی کنم پسر خوده بته به یک کمپیر
غفور: چرا نته شنیدم که او کمپیر بسیار پیسه دار اس چند تا خانه و موتر داره
رحیم: رجب بیچاره چقه سر نوشتش تلخ بود
اکفت در زدن
رحیم: به گمانم داوود اس . آمدم ....آمدم
داوود: السلام عالیکم برارکای گلم
فرید: مالوم اس کجا استی؟ چقه دیر کردی؟
غفور: امان از دست سیاسر ظالم. سیل کو چقه لاغر شدی؟
رحیم: یک چند دقه غیبت نکنین تا مه چای بیارم
داوود: مه می خواستم که زودتر میایم زنم سرم شک کده بود. یک اشتوک خرد دارم تا اوره خواباندم دیر شده بود حالی چه گب چه احوال؟
رحیم:«باسینی لرزان چای» ای ام چای سوز
غفور: خیر ببینی. بیا بشین که یک دو دقه همراه هم گپ بزنیم اینالی غروب شوه مادر اولاتا می آین.
فرید: برادرا شما کدام داکتر خوب نمی شناسین؟
داوود: مرضت چیس؟ مادر اولادایم داکتر شناس داره
فرید: چند وقت اس که مادر اولادایم شله شده که بینی خوده عمل کن
رحیم: تو خو بین ات عیب نداره کار می کنه نمی کنه
فرید: چه بگویم از اول ازدواج سوی بینی ام بد بد سیل می کد. بلازده چند روز پیش به مه م یگه فرید تو چقه آدم صبور استی مه ام خوش شدم و پرسان کردم از کجا فامیدی که مه صبور استم
عفور: خوب زنت چه جواب داد.
فرید: نامرد گفت که به خاطر از ای که سی سال اس که ای تونل سالنگه به صورت خود تحمل می کنی(خنده دسته جمعی چند نفر)
رحیم: ای برادر ای زن ها کلگی شان یک قسم استن. مادر اولادای مه هم چند وقت اس ناقی بانه می گیره. ظلم خو شاخ و دم نداره. از صبکی وقت به خانه شانجان بکن. بشوی جارو کن، اشتوکای شانه نگاهدار.
عفور: به نظر مه مرد باید احترام مادر اولاتای خوده نگاه داره. همیشه و همه وقت .
فرید: تو کی آدم می شی غفور!
غفور: بلاخره می خواهی کت ای تونل سالنگ چه کنی(می خندد)
فرید: تصمیم خوده گرفتم. بین خوده عملیات می کنم. یک مودل بینی مقبول ام پسند کدم که مادر اولادی مه ام پسندش شده. نامش مودل قلمی اس.
رحیم: راستی شنیدین زن فریدون، فریدون ره طلاق داده.
فرید: توره خدا راس می گی؟ او خو هرجای می رفت می گفت: مجنون سیاسرش اس.
غفور: عاقبت زندگی که از طریق اس ام اس و چت روم شروع شوه غیر از ای نیس.
رحیم: می گن سیاسرش دوانی بوده. نصف شو سر فریدون بیچاره جیغ می کشیده مویای شه می کشیده.
فرید: مه ام یک چیزایی می شنیدم. می شنیدم در روز یک وعده بیشترنان نمی داده. وقتی ام که بیرون می رفته در خانه ره سر فریدون بیچاره قفل می کده.
رحیم: آسوده شدن فریدون بیچاره او ام زندگی بود که داشت.
غفور: دیروز به بازار ایلا ایلا می گشتم کنار سرک یک دستفروش کتابای کهنه سودا می کد. ای کتابه خریدم.
رحیم: خو چه کتابی اس ایقه ذوق کدی؟
غفور: ای کتاب در مورد زندگی مردای سیصد سال قبل اس. نامش مرد در آیینه تاریخ.
فرید: تو خواندی چه نوشته کده به او دوره ام روزگار مرد امی تو سیاه بوده.
غفور: بر عکس روزگار طلایی مردا بوده. مرد حاکم مطلق بوده، دکان، اداره، دولت به همه جای مرد گپ اول می زده. بسیار ام خشن بوده.
رحیم: در مورد ازدواج به او دوره هم چیزی نوشته کده؟
غفور: باورتان نمی شه. به او دوره مرد خواستگاری می رفته. یک چیزی نوشته کده که اگه برتان بگویم به کله تان شاخ سوز می شه. به او دوره مردا دو سه تا زن ام می گرفتن.
فریدون: (می خندد) عجب مردای دیوانه ای بودن کت یکی شان نیم شه تیر کد چطو دو سه تا می گرفتن.
رحیم: مثل افسانه اس. می گم نکنه از ای زمانهای علمی تخیلی اس.
غفور: نی نی کاملا مستند اس. حتی عکس ام داره. سیل کنین مردا چه بروتای داشتن.
فرید: در مورد اولاد داری به او دوره هم چیزی نوشته کده
غفور: بلی آ بر خلاف ای دوره به او دوره هر سیاسر حد اقل هشت اولاد داشته. کارای خانه سرش بوده. فقط به عاروسی و مردگی ها حق داشته که از خانه بیرون شوه.
افکت زنگ اس ام اس
داوود: الا بخشش باشه مه باید برم. مادر اولاتایم به خانه آمده. نمی فامم چرا ایقه زود پس آمده. خیلی هم سر قار اس نوشته کده کدام گور استی.
فرید: مه باید برم باید قبل از آمدن زنم به خانه باشم. اگه بفامه جنجال می کنه.
رحیم: مه ام باید برم دیگ نکدم. اشتو کایم ام پیش دخترم ماندم
داوود: کتاب ته به مه می تی مطاله کنم.
غفورک پروانداره. ولی به نظرم این کتاب غیر قانونی چاپ شده باشه. اول که پتکی بخوان. دوم مراقب باش دست زنت نیفته.
مردها باهم خدا حافظی کرده و به خانه خود می روند.
پایان.
موزک
بعضیا می خواهند با زنگ ساعت از خواب غفلت بیدار شون
موزیک
وقی کاسه سرم داغ می کنه افکار خوده پف می کنم
موزیک
کته کلان صاحب بر دادن واده های کلان فن بیان ره یاد گرفته
موزیک
بعضیا در خور استند، بعضیای دگه در بخور بخور
موزیک
اونایی که زبان شان دراز اس، شخصیت شان کوتاه اس.
موزیک
هیچ کوری تصمیم کور کورانه نمی گیره.
موزیک
بعضی ها دندان اسب پیشکشی ره مسواک می کنند
موزیک
بعضیا قبل از تاریخ مصرف شان فاسد می شن
موزیک
همی متفکرا اگه شنا بلد بودند در افکار خود غرق نمی شدند
موزیک
بعضیا مشغول ساخت و ساز استن بعضیا هم مشغول ساخت و پاخت
موزیک
مثل بعضی از روشن فکرا فکر خوده از بازا آزاد تهیه کدم
موزیک
بعضی راه ره غلط می رن بعضی هم غلط راه می رن
دروادی نور
مثل های قرآنی
نویسنده: بینش
تهیه: خانم حسن زاده
پخش: 5 دیماه 88
......................
بنام او که عالم محضر اوست. دوستان عزیز قرآنی سلام! لحظه های تان سرشار از نور و برکت باد. با بخش مثل های قرآنی در حلقه صمیمی تان هستیم. مثلی که امروز بررسی می کنیم مثلی است که در آیه 4 سوره منافقون آمده است. در این آیه منافقان به چوب خشکی تشبیه شده اند که به دیوار تکیه داده شده است.
............موزیک..........
ترجمه: هنگامی که آنها(منافقان) را می بینی قیافه های آنان تو را در شگفتی فرو می برد و وقتی حرف می زنند تو نیز به حرفهای شان گوش فرا می دهی (و اما از نظر باطن چنان بی محتوی هستند که) گویی چوب های خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شده اند، هرفریادی از هر جا بلند شود، آن را بر ضد خود می پندارند، آنها دشمنان واقعی تو هستند. پس از آنان بر حذر باش. خداوند آنهارا بکشد چگونه از حق منحرف می شود.
......موزیک.........
دوستان قرآنی خداوند در آیه 4 سوره منافقون، منافقان را که ظاهری جذاب، آراسته و فریبنده و باطنی بی روح، سرد و پوچ دارند به چوب های خشکی تشبیه کرده است که به دیوار تکیه داده شده است. یعنی آنها هرچند ظاهر آراسته و چهره فریبنده دارند ولی در باطن فاقد هر گونه استقلال و اراده هستند. شما می دانید که چوب های تو خالی و خشک فقط به درد سوزاندن می خورد. منافقان که به آن چو ب ها تشبیه شده اند چون از درون مریضند، جز فتنه انگیزی، فساد و آتش افروزی هیچ خاصیت دیگری ندارند.
بعضی گفته اند که شاید مراد از چوب های خشک بر دیوار تکیه داده شده بتهای تراشیده باشد که در این صورت تشبیه منافقان به آن به دلیل بی فایده بودن آنان است.
بعضی هم گفته اند که منظور چوبی است که در درونش کرم افتاده و از داخل آن را خورده باشد که ظاهر آن سالم وانمود می شود. در این صورت معنایش این است که منافقان در آراستگی ظاهر و خباثت باطن مثل این چوب ها هستند.
موزیک
منافقان حرف شان یک چیز و عمل شان یک چیز دیگر است. به ظاهر خود را مدافع اسلام و مسلمانا می گیرند. آنها با چرب زبانی سعی می کنند مسلمانان را فریب دهند و بعد به نقشه های شیطانی خود عمل کنند. عمل آنها با حرفهایی که می زنند مطابقت ندارد. به همین خاطر است که قرآن آنان را دشمن اصلی می شمارد و مسلمانان را از خطر بزرگ آنان بر حذر می دارد. شما می دانید که خطر دشمن دوست نما به مراتب از خطر دشمن بیشتر است. چون مسلمان در برابر دشمن آشکار آمادگی دارد ولی در برابر دشمنی که به ظاهر اظهار دوستی و دلسوزی می کند نه تنها آمادگی ندارد که افراد سطحی زیادی به نفع او تحریک شده و اورا تقویت می کنند.